دو زندانی مطرح فتنه 88 آزاد شدند

دو نفر از زندانیان مطرح فتنه 88 از زندان آزاد شدند.

محمدرضا جلائی‌پور، یکی از زندانیان فتنه، روز گذشته با سپردن وثیقه 300 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

در همین حال سایت ضد انقلاب وزیر ارشاد دولت اصلاحات هم خبر داد که علی عرب مازار هم از زندان آزاد شده است.

وی یکی از مشاوران میرحسین موسوی است که با قید وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است.

آزادی این مشاور موسوی در حالی است که دو هفته پیش اردشیر امیر ارجمندی، مشاور و مسئول حقوقی ستاد میرحسین موسوی و نویسنده بیانیه‌های 1 تا 8 وی به خارج گریخته است.

پس از آن هم حمزه غالبی، رئیس شاخه جوانان ستاد میرحسین موسوی، از کشور خارج شد و به فرانسه رفت.
 

جایزه براي برهنه شدن در برابر اوباما!

آلکی دیوید میلیاردر انگلیسی برای هر کسی که بتواند در برابر باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا برهنه شده و نام وب‌سایت وی را به نمایش بگذارد، یک میلیون دلار جایزه تعیین کرده است.

به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف، آلکی دیوید میلیاردر انگلیسی که بنا بر آخرین گزارش روزنامه انگلیسی ساندی‌تایمز در رتبه چهل و پنجم ثروتمندان انگلیس قرار گرفته و ثروت او بالغ بر 1.15 میلیارد پوند است، قصد دارد قسمتی از ثروت خود را برای بیشتر مطرح کردن خود خرج کند.

نزدیک به 3 ماه پیش این بازرگان 42 ساله متولد نیجریه با افتتاح وب‌سایتی به نام باتل‌کم به کاربران اینترنتی اعلام کرد که به هر کاربری که بتواند شیرین‌کاری به صورت آنلاین و زنده انجام دهد و مورد تایید این سایت قرار بگیرد، صدها پوند جایزه می‌دهد.

این بار آلکی دیوید که خود پیش از این در فیلم‌های سینمایی نیز ایفای نقش کرده،  برای تبلیغ بیشتر سایت خود اعلام کرده که هر کس بتواند با عریان شدن در برابر باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا نام وب‌ساییت او را بر روی بدن خود به نمایش بگذارد به او صدهزار دلار پاداش خواهد داد.

اما این مبلغ در این حد باقی نماند و این ثروتمند انگلیسی پس از عدم استقبال از این موضوع اعلام کرد که مبلغ پاداش را ده برابر کرده و آن را به یک میلیون دلار رسانده است.

وی همچنین با رد این موضوع که وی با پیشنهاد خود باعث ایجاد خطرات امنیتی برای اوباما می‌شود، از شرکت کنندگان در این مسابقه خواست تا این حرکت را در فضایی انجام دهند که به دستگیری آنها منجر نشود.

فرزند متهم فائزه هاشمی در صدد اخذ ویزای سفر به انگلیس

فرزند 23 ساله‌ي فائزه هاشمی رفسنجانی قصد دارد از کشور به مقصد انگلستان خارج شود. 

به گزارش رجانیوز، حسن لاهوتی به دنبال اخذ ویزا برای سفر به انگلستان است و بنا بر اخبار رسیده، فائزه هاشمی قرار است با سایمون گس سفیر انگلیس در تهران نیز ملاقات و گفت‌وگو کند.

                           

حسن لاهوتی در نوروز سال جاری هنگام بازگشت به ایران در ارتباط با جریان فتنه دستگیر شد و روز بعد از آن، با تودیع وثیقه 73 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

همزمان با آزادی وی، دادستان تهران گفت: حسن لاهوتي ضمن ابراز ندامت از اقدامات ارتكابي و با پذيرش توديع وثيقه 73 ميليون توماني از زندان آزاد شد.

عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران خاطرنشان کرده بود که لاهوتي بامداد روز اول فروردین به موجب دستور قضايي و به اتهام ارتكاب برخي جرائم امنيتي در فرودگاه امام خميني (ره) دستگير شده بود كه عصر روز دوم فروردین پس از انجام پاره‌اي تحقيقات توسط بازپرس، ابراز ندامت و پشيماني از اقدامات ارتكابي و با پذيرش توديع وثيقه 73 ميليون توماني به دستور بازپرس و تأييد دادستان تهران از زندان آزاد شد.

گزارش خبرنگار ما حاکی است پرونده اتهامي حسن لاهوتي با تكميل تحقيقات به دادگاه ارسال شده و کماکان در نزد مراجع قضایی در حال رسیدگی است.

هنوز از انگیزه فرزند فائزه هاشمی برای خروج از کشور و سفر به انگلیس اطلاعی در دست نیست.

مهدی هاشمی رفسنجانی نیز سال گذشته تهران را به مقصد لندن ترک کرد و با وجود گذشت یک سال و علی‌رغم احضارهای مکرر قضایی برای پاسخگویی به اتهاماتش هنوز به کشور بازنگشته است. این در حالی است که مشخص نیست پس از این احضارهای مکرر و حضور نیافتن متهم در مرجع قضایی، چرا به‌طور غیابی به پرونده اتهامی وی رسیدگی نمی‌شود.

فیلم منتشر نشده از اظهارات تاج زاده

در انتخابات تقلب نشده است؛ ما باختيم

براساس فیلمی که امروز در سایت یوتیوپ منتشر شده دروغ بزرگ عوامل فتنه درباره تقلب در انتخابات در گعده 3تن از اصلاح طلبان با طرح مباحثی در رد تقلب در انتخابات افشا شد.

به گزارش رجانيوز، در این فیلم مصطفی تاج زاده خطاب به محسن صفائی فراهانی و عبدالله رمضان زاده از اعضای حزب مشارکت می گوید: برای بنده که تجربه انتخابات رو دارم می دونم که در انتخابات تقلب نشده.

ممکنه که یکی دومیلیون عقب جلو شده باشه ولی ما نتیجه انتخابات رو باختیم.حالا به جای 25 میلیون و 14 میلیون شده باشه 24 میلیون و 15 میلیون مثلا.

ما انتخابات رو باختیم .

گفتنی است انتشار این فیلم نشان می دهد که چگونه جریان فتنه که همواره بر طبل واهی «تقلب در انتخابات» می کوبید در حالی به «دروغ بزرگ»خود اصرار دارد که بسیاری از مهره های اصلی آن خود به این دروغ بزرگ اعتراف دارند.

این مهره ها که اینک داعیه رهبری میانی جریان فتنه را دارند،این روزها تلاش وسیعی را جهت قهرمان ساختن خود ترتیب داده اند،طبق دستورالعمل جین شارپ از سربازان گمنام امام زمان(عج) شکایت می کنند،درگعده هایشان از مقاومت می گویند و مبارزه،بی آنکه ظهور و بروز دهند که ظالمانی هستند بس قهار.

کتمان حقیقت و دروغ ظلمی است که آگاهی را از حامیان آنها سلب کرده و اینان تو گویی که نه باور به اخلاق دارند و نه به معرفت ،ایمانی.

آنچه در پی می آید سندی از دروغ بزرگ کسانی است که امروزه خود را نماد و قهرمان ملی می دانند.کسانی که علیر غم باور به واقعیات،دروغ را سرلوحه خود قرارداده و جماعتی را به نیرنگ خود متوهم ساختند.از مهندسی آرا و تردستی در انتخابات گفتند،جمعیتی را به توهم و دروغی بزرگ به خیابان ها کشیدند ،از امام امت عبور کرده و اندیشه هایش را یک به یک به زیر سوال بردند،در حالی که همه چیز را از یک دروغ آغاز کردند.

در این فیلم که 3تن از عوامل فتنه 88(مصطفی تاج زاده،عبدالله رمضان زاده و محسن صفائی فراهانی) حضور دارند،مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی سازمان تعلیق شده مجاهدین انقلاب اظهاراتی را بیان می کند که این روزها عکس آن را به نمایش می گذارد.این تصاویر سندی گویا،واضح و شفاف از چهره دروغ پردازانی است که جرم بزرگی همچون زیر سوال بردن انتخابات را رقم زدند.

بی شک این تصاویر نشان خواهد داد که مدعیان رهبری برخی گروهها و جریان های سیاسی بر خلاف رادیکالیسم رفتاری خود درخفا چگونه بوده و چه می گویند.

مصطفی تاج زاده :برای بنده که تجربه انتخابات رو دارم می دونم که در انتخابات تقلب نشده.

ممکنه که یکی دومیلیون عقب جلو شده باشه ولی ما نتیجه انتخابات رو باختیم.حالا به جای 25 میلیون و 14 میلیون شده باشه 24 میلیون و 15 میلیون مثلا.

ما انتخابات رو باختیم

دانلود مستقیم فیلم

نقطه اميد ماجراي احمدي‌نژاد و مشايي

"در حق مشايي ظلم مي‌شود آنچنان كه برخي مي‌گويند يا او در حال خيانت به نظام است آنگونه كه سرلشكر فيروزآبادي معتقد است"، "مشايي غيرخودي است و منحرف آنطور كه آيت‌الله مصباح هشدار مي‌دهد يا خودي‌ترين در حلقه رئيس‌جمهور مكتبي است"، "مشايي در بيان اظهارات تأويل‌پذير تعمد دارد و از باز شدن باب بحث و گفت‌وگو در مورد خود در هر رسانه و محفل سياسي و حتي ميهماني‌هاي افطار ماه مبارك رمضان لذت مي‌برد يا در فهم اظهارات او خودآگاه و يا ناخودآگاه سوء برداشت وجود دارد"، "آيا مشايي براي احمدي‌نژاد هزينه مي‌پردازد يا احمدي‌نژاد و دولت هزينه او مي‌شوند"، "آيا برنامه خاصي براي دلخور كردن بدنه مؤمن و ولايي جامعه وجود دارد كه پايبندي‌شان به احمدي‌نژاد و دفاع از او گفتماني است نه به‌خاطر فلان مجوز واردات و بهمان وام سه درصدي و پست و مقام؛ يا اينكه بر عكس آنچنان كه خود مشايي مي‌گويد تمام مباحثي كه او مطرح مي‌كند منطبق با آموزه‌هاي دين است و بر طبق نظر رئيس‌جمهور، دولت‌هاي نهم و دهم نيز ديني‌ترين دولت‌هاي پس از انقلاب هستند"، "آيا آقاي مشايي نظريه‌پرداز دولت است و آنطور كه رئيس‌جمهور مي‌گويد نبايد دولت را از ورود به حوزه‌هاي نظري و تفكر و انديشه منع كرد يا اينكه ماجرا از اساس چيز ديگري است و اظهارات متشابه و تأويل‌پذير براي مصارف ويژه‌اي تدارك ديده شده‌اند"، "آيا منتقدان آقاي مشايي فقط افراد سياسي‌كاري هستند كه از سر نگراني براي آينده به او به چشم يك رقيب انتخاباتي نگاه مي‌كنند كه از هم‌اكنون بايد نسخه‌اش پيچيده شود و در اين ميان، افرادي بسته، احساسي و تحت تأثير كيهان! را نيز همراه خود مي‌كنند و آنگونه كه رئيس‌جمهور باور دارد مشايي سيبل اتهامات شده و حساسيت‌ها بر روي او غير عادي است"، "آيا مشايي مأموريت دارد در اوج تحريم‌ها و تهديدهاي خارجي عليه ايران، جبهه جديدي براي فروكش نگراني‌هاي مردم بگشايد يا برعكس اختلافات داخلي پديد آمده در اثر گفته‌هاي او دشمن را در ادامه رويه تهديد و فشار مصمم‌تر و اميدوارتر مي‌كند"...

به فهرست بالا شايد بتوان ده‌ها گمانه ديگر هم اضافه كرد و ساعت‌ها در مورد هر يك از آن‌ها كه نتيجه هر يك تأثير قابل ملاحظه‌اي در آينده جريان انقلاب دارد، بحث كرد و از آن، مبناي عمل استخراج كرد. شايد برخي هم به نظرشان اين نحوه طرح بحث از اساس اشتباه،‌ انحرافي و باز كردن جبهه جديد باشد اما به هر حال معتقدم پاسخ نيافتن براي اين پرسش‌ها و تلنبار كردن سياهه‌اي كه بر حجم آن نيز افزوده مي‌شود، يا به بي‌عملي و سرخوردگي مي‌انجامد، يا به اضافه شدن شكاف در جريان.

ترديدي نيست كه جريان‌هاي پرشمار داخلي و خارجي براي سقوط احمدي‌نژاد لحظه‌شماري مي‌كنند و در ضربه زدن به او از هيچ فرصت و بهانه‌اي دريغ نمي‌كنند، اما در مقابل جرياني كه امروز در كوچه و مسجد و اداره و محل كسب و مدرسه و دانشگاه برچسب "احمدي‌نژادي" بر پيشاني‌اش خورده نيز حق دارد ‌براي يافتن پاسخ پرسش‌هاي فوق و نحوه مواجهه دل‌نگران باشد؛ حتي اگر آنچنان كه برخي خناسان مي‌خواهند القا كنند اين حلقه دلسوز عددي نداشته باشد و قابل ناديده گرفتن باشند كه يقيناً اينطور نيست.

البته جنس احمدي‌نژاد از جنس همين دل‌نگراني‌ها و دلسوزي‌ها است. بنابراين، بعد از هر دور بالاگرفتن اين نوع مناقشات، خود او وارد مي‌شود و با همان ادبيات ضد فساد و عدالتخواهانه و ديني مورد انتظار، سعي در ايجاد موازنه مي‌كند. آنچه كه رئيس‌جمهور در حاشيه دولت در تبيين مكتب ايران و مكتب اسلام گفت، از جنس همين ادبيات بود. احمدي‌نژاد نكات متيني گفت و سپس افزود مشايي همين حرف‌ها را كه حرف دولت است، زده اما ادبيات و منطق آقاي مشايي كه اين روزها حتي موجب سوء استفاده سلفي‌ها هم شده با ادبيات و منطق احمدي‌نژاد فاصله معناداري دارد.

احمدي‌نژاد اما گفته‌هاي مشايي را با همان عينك مباني ديني و عدالتخواهانه مي‌بيند و در اثر شيفتگي پديدآمده، حتي جايي كه به نظر او سوءبرداشت رخ مي‌دهد، با همان مباني سخنان رئيس دفترش را توجيه مي‌كند. اين رويه، هم "نقطه اميد" است و هم "محل نگراني". "نقطه اميد" از آن جهت كه احمدي‌نژاد از اصول عدول نكرده و اصراري بر "بدي" ندارد، بلكه آنچه را كه به نظر او بد فهميده مي‌شود به همين اصول و مباني برمي‌گرداند و "محل نگراني" اينكه "اين‌هماني" مراد احمدي‌نژاد آن‌قدر براي خود او به يك باور تبديل شود كه نوعي استحاله گفتماني معكوس شكل بگيرد.

با اين حال، جريان انقلاب بايد از نقطه اميد فوق حداكثر بهره را ببرد و براي جلوگيري از پررنگ شدن وجه نگران كننده، ضمن حفظ اتصال خود با رئيس‌جمهور و پرهيز از مرزبندي گفتماني با شخص دكتر احمدي‌نژاد، به‌طور دائم علت محدثه دولت‌هاي نهم و دهم و دستاوردهاي ناشي از آن در پنج سال اخير را يادآوري كند. اگرچه جريان انحرافي به‌طور محسوسي بدل اين حركت را به پيش مي‌برد و سعي دارد القا كند كه اتفاقات متفاوتي در حال وقوع است. اين جريان از حساسيت‌هاي ضد ظلم احمدي‌نژاد و تنفر او از "ضعيف‌كشي" در يك سناريوي دائمي بهره مي‌برد و سريالي را كه پايان هر قسمت آن، مظلوم‌نمايي است تدارك مي‌بيند. اين استدلال كه هدف از هجمه به مشايي، احمدي‌نژاد است، آنچنان كه رئيس‌جمهور به آن باور دارد و آقاي مشايي هم در هر جمعي كه مي‌نشيند، آن را تكرار مي‌كند، بيراه نيست اما آيا واقعاً در اين گيرودار آقاي مشايي نقش سپر و ضربه‌گير را براي رئيس‌جمهور ايفا مي‌كند، يا برعكس زمينه‌ساز حملاتي مي‌شود كه واقعاً هدف قرار گرفتن او موضوعيتي ندارد و اين، احمدي‌نژاد و اعتماد جريان انقلابي به اوست، كه دائم تحليل مي‌رود و آسيب‌پذيرتر مي‌شود.

اشکالات احمدي‌نژاد در مقایسه با انحرافات دیگران قابل مقایسه نیست

هفته نامه "یا لثارآت الحسین" در شماره جديد خود با حجت‌الاسلام رسايي نماینده تهران گفت‌وگو كرده است که در آن، برای نخستین بار در مورد ملاقات سال گذشته برخی از نمایندگان تهران با رهبر معظم انقلاب سخن گفته شده است. ملاقاتی که بعدها مشهور شد رهبری به نمایندگان فرموده اند بروید خودتان را برای فتنه بزرگ‌تری آماده کنید. در این مصاحبه همچنین مباحث جدید در مورد مشایی و مواضع اخیر وی ابراز شده است.

*آقای رسایی! جلسه هفتگی انصار حزب‌الله در بعدازظهر سي‌ام تیرماه آغازگر یک جدال رسانه‌ای شد بدین مفهوم که دبیر سیاسی روزنامه کیهان در آن جلسه عنوان کردند در بهمن 88 رهبري دیدار محرمانه‌ای که با سی و اندی از نمایندگان مجلس داشته‌اند، به آنها فرموده‌اند که بروید مردم را برای فتنه‌های پیچیده‌تر و گسترده‌تری که در راه است، آماده کنید. ظاهرا شما هم یکی از این نمایندگان بودید که خدمت آقا رسیدید، برای ما به عنوان آغازگر این بحث جالب است تحلیل شما را هم بدانیم.

- ببینید چند ماه قبل از عید به دلیل تغییر و تحولاتی که در صحنه سیاسی کشور می دیدیم بویژه در درون مجلس و با توجه به عملکرد راس فراکسیون اصولگرایان در مقابله با فتنه و مواجه با دولت، نامه ای خطاب به رهبری معظم انقلاب تنظیم شد که در آن به صورت اجمال این دغدغه ها مطرح شده بود و در آخر هم درخواست ملاقات حضوری از ایشان شده بود. بیش از 30 نفر از نمایندگان این نامه را امضا کردند که بعد از مدتی هم این درخواست پذیرفته شد.

* چرا فقط 30 نفر یعنی بقیه نمایندگان متن این نامه را قبول نداشتند؟

- اصلا قرار نبود به همین میزان هم علنی شود. قرار بود در حدود 10 نفر ببینند و امضا کنند اما یکی از دوستان به تعداد بیشتری از نمایندگان نشان داده بود که همه امضا کردند و همانها هم در ملاقات حضور یافتند.

* این درخواست به چه منظور انجام شد آیا صرفاً یک دیدار معمولی بود؟

- معمولاً دیدار اهالی مجلس با حضرت آقا به این صورت بوده که یا کمیسیون‌های تخصصی به دیدار ایشان می‌رفتند و یا نمایندگان به صورت انفرادی و در دیدارهای سالانه هم کل مجلس خدمت ایشان شرفیاب می‌شدند. اما اینکه جمع خاصی از نمایندگان با دیدگاه خاصی خدمت رهبری برسند تاکنون سابقه نداشته!

* پس باید دیدار مهم و ویژه‌ای بوده باشد؟

- البته هم این دیدار خاص بود و هم محتوایی که در آن مطرح شد و مهمتر از آن بیانات حضرت آقا بود که البته هیچوقت انتشار عمومی نیافت.

* چه کسانی در این دیدار سخن گفتند؟

- به نوعی همه نمایندگان. شب قبل از دیدار جلسه ای برگزار شد و تمام دوستان نقطه نظرات خودشان را مطرح کردند و بعد توسط یکی از نمایندگان جمع بندی و در غالب یک نامه هفت صفحه‌ای تحریر شد.

 

ادامه نوشته

دولت اصلاحات سخت‌ترين ضربه را به نظام آموزشي زد

محمد رحماني

جواد منصوري درعرصه فرهنگ و سياست به‌خوبي شناخته شده است. به‌دلايل همين روحيه فرهنگي فرماندهي كل سپاه را با معاونت فرهنگي سپاه تعويض كرد و بعدها هم در وزارت امور خارجه مسئوليت امور فرهنگي و كنسولي را بر‌عهده گرفت. منصوري درمقطعي نيز معاون فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي شد. وي در راستاي اصلاح علوم انساني و دانشگاه‌ها حرف‌هاي جالبي دارد. سفير سابق ايران در چين نقدهايش را صراحتاً بيان مي‌كند. درمصاحبه‌ با وي مطالبي همچون چرايي عدم تحول در دانشگاه‌ها، معضلات سيستم آموزشي، نقش شوراي عالي انقلاب فرهنگي، سياست‌زدگي دانشگاه‌ها، افزايش غيرمنطقي و ظرفيت دانشگاه‌ها، مديريت فرهنگي آموزشي در دولت هاشمي و خاتمي، مدل‌هاي آموزشي ديگر كشورهاي جهان، لزوم تفكيك و سهميه جنسيتي در دانشگاه‌ها و... مطرح و نقد شدۀ

به‌رغم تذكرات حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري چرا بعد از گذشت سال‌ها از پيروزي انقلاب همچنان شاهد تحولي مثبت و سازنده در دانشگاه‌هاي كشور نيستيم؟

همانطور كه اشاره كرديد از ابتداي انقلاب بحث اهميت دانشگاه‌ها و به‌طور كلي نظام آموزشي و دستگاه‌هاي فرهنگي بارها مطرح شده است. به‌طوري كه مجموعه سخنان امام(ره) و مقام معظم رهبري در رابطه با مسائل آموزشي و فرهنگي در بيش از سه جلد كتاب جمع‌آوري شده است. بنابراين اگر هرمسأله ديگري تا به اين ميزان مطرح مي‌شد قطعاً شاهد تحولي در آن ‌بوديم. حضرت امام(ره) در وصيتنامه خود جمله‌اي دارند كه احساس مي‌كنم اين جمله يا به‌درستي درك نشده است يا آنكه نخواسته‌اند به آن توجه كنند. ايشان صراحتاً مي‌فرمايند: «توطئه‌ها در دانشگاه‌ها از عمق ويژه‌اي برخوردارند.» اين مسأله ساده‌اي نيست، اما نمي‌دانم كه مسئولان كشور و رؤساي دانشگاه‌ها تا چه ميزان اين توطئه‌ها را جمع‌بندي و براي آن راه‌حلي پيش‌بيني كرده‌اند، به‌عنوان يك مدرس دانشگاه مي‌توانم بگويم تا به‌حال چنين تلاشي را مشاهده نكرده‌ام. در واقعيت يا مسئولان نظام آموزشي و دانشگاه‌هاي ما اين مسأله را درك نكرده‌اند يا اينكه دشمن آنقدر براي كشور مشكلات ايجاد كرده است كه مسئولان عملاً دستگاه‌هاي آموزشي كشور را رها كرده‌اند.

جهت شفاف‌سازي بفرماييد مسئول مستقيم امور آموزشي كشور و اصلاح آن چه كسي است و به‌طور كلي‌تر چه نهادي بايد پاسخگوي مطالبات رهبري و مردم باشد؟

همين نكته خود از معضلات محسوب مي‌شود، ازطرفي چندين وزارتخانه داريم كه درنظام آموزشي كشور فعالند كه خود اين تشتت يك معضل به حساب مي‌آيد. هم‌اكنون دانشگاه‌ها مشكلات خود را به سيستم آموزشي وزارت آموزش و پرورش نسبت مي‌دهند و معتقدند كه دانشگاه‌ها مستقيماً محصول سيستم آموزش‌وپرورش را تحويل مي‌گيرند، جالب آنكه آموزش‌و‌پرورش هم با رد اين ادعا معتقد است كه ما محصول دانشگاه‌ها را به‌عنوان معلم و مسئولان سيستم خود دريافت مي‌كنيم بنابراين مشكلات ما ناشي از ضعف دانشگاه‌هاست! با اين تفاسير ما در يك دور باطل گرفتار شده‌ايم تاهنگامي كه در اين دور باطل اسيريم هرگز تحولي را شاهد نخواهيم بود. چرا كه اصلاً كسي حاضر به قبول مسئوليت نيست.

ادامه نوشته

نقش منفی دولت موسوی چشمگیر بود

رایزنی‌ها و رفت‌وآمدهای مکرر دکتر محمدجواد لاریجانی، معاون بین الملل وزارت امور خارجه در سال 1367 به ژنو و نیویورک، یکی از عوامل اصلی پذیرش حداقلی درخواست‌های ایران برای پایان جنگ بود. لاریجانی که با علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت اختلافات عمده‌ای داشت در گفت‌وگو با «ایران» به زمینه‌های دیپلماتیک پذیرش قطعنامه 598 می‌پردازد.

شما در زمان پذیرش قطعنامه  598 چه مسئولیتی داشتید؟
بنده در زمان تصویب قطعنامه 598 معاونت بین‌الملل وزارت امور خارجه را به عهده داشتم و مسئول مذاکرات مربوط به قطعنامه بودم البته تیمی از کارشناسان خبره دیپلماسی نظام با من در این زمینه همکاری داشتند.

روند تصویب قطعنامه 598 را توضیح بفرمایید؟
 اجمالاً داستان قطعنامه به دو امر بر می‌گردد، یکی این که رژیم صدام با همکاری دولت‌های مختلف، آغازگر جنگ و متجاوز به ایران بود که نکته جالب این بود که پرچم صلح را هم به دست داشت یعنی ضمن اینکه متجاوز بود دائماً مدعی آتش‌بس بودند و بعد از این که شکست‌های اولیه را در خرمشهر و فاو و در بالای کردستان دیدند مرتباً پرچم صلح را به دست می‌گرفتند.
کشورهایی درصدد بودند که صدام را نجات بدهند مثل شوروی سابق و امریکا و کشورهای غربی تصمیم به تحت فشار گذاشتن ایران گرفتند تا دیگر نتوانیم جنگ را ادامه دهیم، چون شانسی دیگر برای توفیق صدام نبود. کشورهای پشتیبان رژیم صدام تصمیم داشتند قطعنامه‌ای را در شورای امنیت تصویب کنند و ایران را به عنوان کسی که به تقاضای صلح پاسخ مثبت نمی‌دهد و جنگ افروز است، محکوم کنند و پس از آن برنامه داشتند که با ایران به طور مستقیم وارد درگیری بشوند البته آنها درگیری را در منطقه خلیج فارس با حمایت‌های مختلف از صدام، لجستیک و عملی شروع کرده بودند.

ادامه نوشته

رابط جاسبی و سروش کیست؟

اعترافات صریح تعدادی از متهمان حوادث پس از انتخابات در مورد به‌کارگیری منابع دانشگاه آزاد به نفع میرحسین موسوی و محکومیت قطعی این متهمان در دادگاه در حالی است که هنوز خبری از ورود جدی قضایی به این بخش از پرونده و بررسی عوامل دیگری که امکانات عمومی را به نفع جریان فتنه هزینه کرده‌اند، در دست نیست و این عوامل که یکی از آن‌ها نقش رابط سروش و جاسبی را نیز ایفا می‌کند، به‌عنوان مدیر مرکز بیروت دانشگاه آزاد مشغول فعالیت است.

حمزه کرمی در دادگاه علنی سال گذشته صراحتاً از نقش دانشگاه آزاد در حمایت از موسوی و تخریب دولت پرده برداشت. وی در بخشی از اظهاراتش گفت که پرسنل سایت جمهوریت با چاپ شبنامه در ستادهای میرحسین موسوی و توزیع آن‌ها، به تضعیف دولت و نظام می‌پرداختند. جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی نژاد رئیس جمهور شود.

مسعود باستانی از اعضای شورای سردبیری این سایت هم در مورد حمایت‌های مالی دانشگاه آزاد می‌گوید که دفتر سایت جمهوریت در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می‌شد، از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود. سندسازی‌ها و استفاده از امکانات این سایت مانند ریاست مهدی هاشمی رفسنجانی در سازمان بهینه‌سازی بود.

وی در همین دادگاه از نقش یکی از مدیران دانشگاه آزاد به نام محمد حسین سیفی در اغتشاشات پس از انتخابات پرده بر داشت که البته خبری از احضار سیفی به دادگاه منتشر نشد.

http://www2.irna.ir/ar/news/view/line-7/8806023520154920.htm

سیفی رئیس کنونی واحد بیروت دانشگاه آزاد است که پیش از این با سمت مدیرکل مرکز اسناد این دانشگاه در جلسات مناظره در مورد مدیریت جاسبی با عباس سلیمی نمین شرکت می کرد.

http://fanavari-it.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=97

اما نکته قابل توجه اینکه سیفی رابط عبدالکریم سروش و عبدالله جاسبی است، چرا که وی در زمان حضور در ایران علاوه بر ارتباط بسیار نزدیک با جاسبی، به‌عنوان مدیر عامل موسسه صراط، ناشر کتاب‌های سروش فعالیت می‌کرد.

سیفی که از نزدیکان و مریدان سروش به‌عنوان یکی از سرحلقه‌های اصلی جریان ضدانقلاب لندن به حساب می آید، با نفوذ در سیستم دانشگاه آزاد به آرامی به جاسبی نزدیک شد و همزمان در این دانشگاه مدیرکل مرکز اسناد شد که در این بخش نیز نزدیکی خود به جریان انحرافی انقلاب را با چاپ گفتگوهایی در قالب کتاب علیه جمهوری اسلامی و دولت مشخص کرد:

http://www.rayehekhosh.blogfa.com/post-1.aspx

علاوه بر نقشی که این فرد در انتشار شب نامه علیه نظام داشته است که در اعترافات صریح و علنی برخی متهمان پس از انتخابات مشهود است، وی ماه‌ها میزبان مهدی هاشمی رفسنجانی در بیروت بود و از بیان این موضوع و بهانه مهدی هاشمی و مجموعه دانشگاه آزاد در مورد گسترش برون مرزی این دانشگاه و نیاز به حضور او را تکرار و از این به اصطلاح بازدید! ابراز خوشحالی هم می‌کرد:

http://www.ebo.iau.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=3950&mode=thread&order=0&thold=0

رابط سروش و جاسبی، با روایت جعلی سران فتنه در مورد علت بازنگشتن مهدی هاشمی به کشور کاملاً هماهنگ است و برای بازنگشتن او به کشور علی‌رغم احضار قضایی تئوری سازی می‌کند.

سایه سنگین ابهام بر مواضع هاشمی

بعد از ناکامی جریاناتی که سعی داشتند با فتنه انگیزی و یا استفاده از فضای فتنه، ماهی خود را صید کنند اکنون اظهار نظرات جالبی از برخی خواص که در آن برهه تاریخ ساز سکوت اختیار کرده بودند می‌شنویم اینکه مثلا جمهوری و اسلامیت نظام دو رکن خلل ناپذیر مردم سالاری دینی در کشور هستند و افراط و تفریط در هر کدام از این دو بخش ضربه جبران ناپذیری به نظام، انقلاب و آینده کشور خواهد زد!
این گفته‌های آقای هاشمی رفسنجانی است که رو دوشنبه،یازدهم مردادماه 1389 یعنی یک‌سال و دوماه بعد از آغاز فتنه‌گری‌ها عنوان شده است.

گرچه این سخنان مطلوب و اصلا همان نکته‌ای است که بارها از سوی مقام معظم رهبری و حضرت امام مورد اشاره قرار گرفته است اما مطلبی که با صدور این جملات از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی در همان ابتدا به ذهن خطور می‌کند این است که آیا برای گفتن این حرف‌ها قدری دیر نیست؟

"خواص"، همان کلمه‌ای است که بارها در فرمایشات رهبر معظم انقلاب و در اوج فتنه‌‌گری‌ها و سکوت گزیدن‌ها به آن برمی‌خوریم، جایی که ایشان می‌فرمایند: کجا هستند عمارها که روشنگری کنند؟ این عمار؟

نقش عمارها که همان خواص با بصیرت جامعه هستند در این بین کاملا روشن است اینکه باید روشنگری کنند و از غبار فضا بکاهند به همین سادگی، یعنی در فضایی که ممکن است افکار عمومی به انحراف رود و همین طور حقایق برای مردم مکشوف نباشد این عناصر پا به میدان بگذارند و  نقش راهنما و چراغ را بازی کنند. 

هاشمی رفسنجانی جمهوری و اسلامیت نظام را در حالی دو رکن خلل ناپذیر مردم سالاری دینی در کشور می‌خواند و می‌گوید: "افراط و تفریط در هر کدام از این دو بخش ضربه جبران ناپذیری به نظام، انقلاب و آینده کشور خواهد زد" که کسانی که به حمایت ایشان از خود افتخار می کردند، در مهمترین نمایش جمهوریت نظام، یعنی انتخابات، با ادعای کذب تقلب اساس دموکراسی در کشور را زیر سوال بردند.

این همان کاری است که بعد از چند ماه از آغاز فتنه با وجه اسلامیت نظام نیز شد، همان اتفاقی که در روز عاشورا و ماه مبارک رمضان افتاد و در ادامه منجر به این شد که غرب، جریان مقابل "پیروز" را هم‌پیاله خود و به عنوان یک متحد حمایت از آن را تقویت و علنی تر کند.

این خوب است که پدر مهدی هاشمی می‌داند دشمنان نظام جمهوری اسلامی دائما در کمین فرصتی برای ضربه به این نظام هستند اما آیا ایشان این را هم می‌داند که به واسطه مواضعشان در سال گذشته و همین طور اصرار بر آن در دوران پس از فتنه که از نامه همراه با توهین به امام امت آغاز شد که ای کاش در تمام این دوران سکوت فریاد خاموش ایشان بود دائما این رسانه‌های فتنه بودند که تیتر خود را از ایشان می‌گرفتند؟

به نظر می‌رسد اکنون که دیگر غبار فتنه خوابیده و حقیقت اظهر من الشمس شده است، برای خواص بهتر است که با اتخاذ مواضع دوپهلو خود را در برابر ملت تضعیف نکنند.

فعالیت خاتمی برای احیای جریان اصلاحات

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که تقسیم نقش جریان فتنه برای نقش آفرینی در فضای سیاسی کشور با مشکلاتی مواجه شده است.

جریان فتنه که طی یک تقسیم کار تصمیم گرفته بود که موسوی و کروبی لایه تند رو را هدایت کرده و خاتمی با اتخاذ رویه ای معتدل خود را به نظام نزدیک گرداند با اعتراض های خاتمی نسبت به برخی تحرکات غیر قابل کنترل موسوی و خاتمی روبرو شده است.
 
درهمین راستا گفته می شود که خاتمی برای فعالیت های مستقل خود به دنبال زمینه سازی برای احیای جریان اصلاحات می باشد و برفعال ساختن بنیاد باران و تاسیس شعب استانی این بنیاد تاکید کرده است.در همین زمینه گفته می شود رایزنی هایی با اصلاح طلبان در استان ها انجام شده و قرار است در اولین گام شعبه استانی این بنیاد در زنجان تاسیس شود.

پدرخوانده نشریات اصلاح طلب کیست؟

این فرد كه اكنون پدرخوانده نشریات اصلاح طلب لقب گرفته هرگز نامش درهیچ شناسنامه ای ذكر نمی شود و هیچكس او را به عنوان مسئول اصلی روزنامه یا نشریه نمی شناسد. ولی كاركنان روزنامه های اجاره ای می دانند كه باید پولشان را از این حاج آقا بگیرند.

او كسی نيست جز حاج علی خدابخش، او كه تا چندی پیش روزنامه اعتماد به مدیرمسئولی الیاس حضرتی را منتشر می كرد پس از توقیف این روزنامه درحال حاضرروزنامه شرق را مدیریت می كند و رحمانیان صاحب امتیازومدیر مسئول شرق هم حقوق بگیر اوست.خدابخش یارغارمحمد عطریانفر بوده و پیش از این سابقه همكاری با روزنامه همشهری را به عنوان پیمانكارصفحات لایی داشته و از این رهگذر به درآمدی قابل توجه دست یافته است.

او درآن زمان طی قراردادی، برخی ضمیمه های پرخواننده همشهری را در تشكیلاتی جداگانه منتشر می كرد. همین تحریریه كه آن زمان در برج "آی تك" جردن مستقر بود، بعدا تبدیل به هسته اصلی روزنامه شرق شد .

روزنامه بهار كه چندی پیش توقیف شد وهمچنین روزنامه سرمایه از نشریات او محسوب می شوند.او به جز روزنامه ، نشریاتی مانند چهل چراغ، آهنگ زندگی ، نگاره و چند نشریه دیگر را دراجاره خود دارد.

گفته می شود خدابخش مباشر مالی عبدالله نوری بوده و سرمایه گذاری لازم در انتشار نشریاتی مانند روزنامه خرداد و فتح را نیز بر عهده داشته است. در دولت قبلی او به عنوان مشاور وزیر جهاد كشاورزی از نفوذ خود برای فروش تجهیزات كشاورزی به این وزارت خانه سود سرشاری را بدست آورد.

موسوی شایستگی کدخدایی یک روستا را هم ندارد

حجت الاسلام علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم، در جمع مردم گلپایگان،‌ به تحلیل و بررسی حوادث و فتنه بعد از انتخابات پرداخت و با انتقاد از عملکرد برخی از کاندیداهای انتخابات و دلبستن آنها به بیگانگان گفت: در اینکه آمریکا،‌ صهیونیسم،‌ بی‌بی‌سی و رادیو اسرائیل دشمن ما هستند هیچ گونه شک و شبهه‌ای نیست و اگر فردی آنقدر درک و شعور نداشته باشد که اینها دشمن ما هستند و بخواهد از این طریق به اهداف و نقشه‌های خود برسد،‌ شایستگی کدخدایی در یک محله و روستا را هم ندارد، چه رسد به ریاست جمهوری.

حجت الاسلام ربانی گلپایگانی، از مدیریت‌های داهیانه مقام معظم رهبری تجلیل و از معظم له به عنوان شخصیتی کم‌نظیر در انقلاب اسلامی یاد کرد و ابراز داشت: خداوند تبارک و تعالی بعد از ارتحال امام راحل، شخصیت بزرگواری همچون حضرت آیت الله خامنه‌ای را به ملت ایران عنایت کرده است.

کاسبی جدید فرد شبیه به ندا آقا سلطان

 فردی که عکس او به اشتباه بجای ندا آقاسلطان و برای اولین بار در سایت ها منتشر شده بود، از فرصت استفاده کرد و پناهندگی گرفت.

به گزارش جهان زهرا سلطانی که سالها در ایران و در دانشگاه آزاد به تدریس زبان خارجی مشغول بوده است، پس از اینکه عکس خود را به عنوان ندا آقا سلطان در رسانه ها می بیند، از کشور فرار کرده و درخواست پناهندگی سیاسی از کشور آلمان می کند.
 
وی اخیرا پس از پذیرفتن پناهندگی اش در این کشور، مجبور شده است بجای پرداخت هزینه پناهندگی در آلمان، علیه ایران دروغ پردازی کند.
 
سلطانی در گفت وگوی با روزنامه نیویورک تایمز ضمن بیان جزئیاتی از چگونگی استفاده اشتباهی از عکس وی در رسانه‌ها، از فشار و تهدید نیروهای امنیتی برای ضبط مصاحبه تلویزیونی میگوید.وی در خیالبافی خود مدعی شده است وزارت اطلاعات از وی خواسته بوده که به عنوان «ندا» مقابل دوربین اعتراف کند که زنده و ماجرای قتل ندا توطئه و سناریو بوده است.
 
او میگوید: یک روز تلویزیون را روشن کردم و دیدم رسانه‌ها می‌گویند که من در جریان اعتراضات علیه انتخابات ریاست جمهوری کشته شده‌ام!

ارتباط سرکرده کومله با موسوی، کروبی و پسر یکی از مسئولین در اروپا

سرکرده گروهک تروریستی کومله نیز به جمع ستایش گران سران فتنه پیوست.

به گزارش«جوان آنلاین»،عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله در سخنانی گفت: من ایستادگی و احساس مسئولیت موسوی و کروبی را در جنبش سبز تحسین می کنم. 
 
وی در گفت وگو با شبکه تلویزیونی بی بی سی گفت: به اعتقاد ما جنبش سبز حرکتی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است و دریکسال اخیر هم از آن همه نوع حمایتی انجام داده ایم.
 
نامبرده همچنین در ادامه گفت: ما مذاکراتی برای کمک هر چه بیشتر به جنبش سبز با نماینده آقای موسوی و کروبی و همچنین پسر یکی از مسئولین در اروپا انجام داده ایم که از ذکر جزئیات بیشتر در این خصوص معذورم.

بيانيه حزب مشاركت عليه آيت‌الله جنتي جعلي از آب درآمد

بيانيه منسوب به حزب مشاركت عليه آيت‌الله جنتي كه در آن از قوه قضائيه خواسته شده بود عليه دبير شوراي نگهبان اقدام كند، جعلي از آب درآمد.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله جنتي چهارشنبه (شش مرداد) در سخناني كه در مسجد جمكران ايراد كرد، گفت كه سندي به‌دست آورده مبني بر اينكه "آمریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد."

پس از انتشار اين سخنان، مهدي كروبي كه خود را مخاطب اين سخنان فرض كرده بود، در واكنش دستپاچه‌اي ضمن توهين به دبير شوراي نگهبان اضافه كرد كه از او به مراجع قضايي شكايت خواهد كرد.

اما پس از كروبي، روز گذشته بيانيه‌اي منسوب به حزب مشاركت نيز منتشر شد كه با ادبياتي نزديك به متن نامه كروبي، همان موارد تكرار شده بود.

در اين بيانيه از مسئولان قضایی خواسته شده بود که «صریحاً مشخص کنند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارند یا خیر» و «در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است.»

با اين حال، انتشار اين بيانيه منسوب به مشاركت كه چندي پيش كميسيون ماده 10 احزاب ادامه فعاليت اين حزب را غيرقانوني خوانده بود، با واكنش تعدادي از اعضاي شوراي مركزي حزب مواجه شده و اين افراد ضمن اظهار بي‌اطلاعي از صدور چنين بيانيه‌اي آن را جعلي دانست و تأكيد مي‌كنند كه مجموعه بیانیه هایی که طی چند ماه گذشته به نام حزب مشارکت صادر شده، جعلی بوده است.

در اين زمينه، یک مقام آگاه در گفتگو با جوان، با اشاره به بیانیه اخیری که به نام حزب مشارکت و در واکنش به اظهارات اخیرآیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان صادر شده است گفت: درارتباطاتی که با برخی اعضای برجسته حزب مشارکت همچون محسن میردامادی، صفایی فراهانی، عبدالله رمضان زاده، سعید شریعتی، مصطفی تاج زاده و چند تن دیگر که نخواسته اند نامشان فاش شود، گرفته شد این افراد ضمن تکذیب انتشار این بیانیه تصریح کرده اند که طی چند ماه گذشته هیچ گونه بیانیه ای از سوی این حزب و شورای مرکزی آن صادر نشده و تمامی این بیانیه ها جعلی می باشد.

وی همچنین افزود این افراد گفته اند هر بیانیه ای که به نام حزب مشارکت صادر شود بدون قید امضای آنان فاقد اعتبار بوده وگروه های سیاسی و ملت نیز باید مراقب این بیانیه های مجعول باشند.

ماجراهاي امرآبادي، ضيا نبوي، عاطفه امام و پورآقايي

چند سالی است بحث پیرامون دروغگویی در عرصه سیاست ایران بسیار داغ است و هر کسی از ظن خود دیگران را دروغگو و غیرصادق می داند و می نامد و در این عرصه سخن های گزاف بسیاری به زبان رانده شده است و رسانه ها نیز مدتی است که وظیفه اصلی خود را مقابله با این امر می دانند. اما در این بین یک طرف این ماجرا بیش از حد مدعی صداقت است و دائما بر طبل راستی و درستی می کوبد. این مطلب سر آغازی است بر کالبدشکافی رفتارهای سیاسی و رسانه ای جریان فتنه که در این مدت سخنان بسیاری توسط آنان مطرح شده که شاید کمتر بدان پرداخته شده است. حال که بیش از یکسال از انتخابات سال ۸۸ می گذرد و بسیاری از غبارها فرو نشسته شاید زمان آن رسیده است که بنگریم این جماعت چه گفته اند و چه کرده اند تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.

۱- در اوایل تابستان سال ۸۸ موضوع باردار بودن یکی از خبرنگاران زندانی یکی از مهمترین خبرها پیرامون وضعیت بازداشت شدگان پس از انتخابات بود. پس از بازداشت مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی از اعضای سایت جمهوریت خبری توسط مادر امرآبادی منتشر شد مبنی بر اینکه وی باردار است. در خبر سایت ضدانقلاب روز آنلاین آمده است: "مادر مهسا امرآبادی، روزنامه نگار بارداری که در زندان به سر می برد خبر داد که دخترش با مسعود باستانی در زندان ملاقات کرده اند."


http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/////-0dffa5d1f8.html


حتی سازمان های بین المللی در باره نیز وضعیت جسمانی این مادر باردار! ابراز نگرانی کردند: ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در باره وضعیت مهسا امرآبادی گفت: «با توجه به وضعیت حاکم در بازداشتگاه ها و زندان های ایران، سلامتی و امنیت جانی مهسا و فرزند او در خطر جدی است.» رودز تاکید کرد "هر چند هیچ‌کس خبری در باره مهسا ندارد، اما حتی بدون درنظر گرفتن بازجویی ها واحتمال شکنجه، فقط نگهداشتن او در وضعیت بی ارتباط با دنیای خارج برای یک چنین دوره طولانی به اندازه کافی برای آسیب زدن به او و فرزندش استرس زا بوده است."

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/07/090458.php


مدتی بعد مهسا امرآبادی با قید وثیقه آزاد می شود و یکی از حامیان وی درباره آزادی اش این چنین می نویسد:


دوشنبه ۲۴ اوت ۲۰۰۹


مهسا امرآبادی از زندان آزاد شد


خدا را شکر. مهسا امرآبادی بعد از حدود ۷۰ روز بازداشت (از یک‌شنبه ۲۴ خرداد) امروز آزاد شد. مهسا امرآبادی را وقتی گرفتند باردار بود (قاعدتاً باید هنوز هم باشد، چون خبری از به دنیا آمدنش بچه‌اش در زندان نشنیدم.)

http://bahmanagha.blogspot.com/2009/08/blog-post_1587.html


حال ۱۱ ماه از آزادی امر آبادی می گذرد و ما نیز چون نگارنده این مطلب خبری از به دنیا آمدن فرزند این زوج نشنیدیم. نه اینکه گمان کنید اتفاقی افتاده است، خیر! فرزندی در کار نبود و اساسا این زن باردار نبوده است و جالب تر اینکه در جنبش سبز! هیچ کس نپرسید چرا این دروغ منتشر شد؟


۲- در این مدت خبرهای بسیاری پیرامون وضعیت وخیم این زندانی و شرایط اسفناک جسمانی آن دیگری منتشر شده است. این که یک فرد در درون زندان دچار مشکل جسمی ولو حاد شود پدیده عجیبی نیست که انسان‌ها در بیرون از زندان نیز در سلامت کامل نیستند و گاه مریض می شوند اما اینکه به صورت مدام خبر مریضی حاد افراد درون زندان منتشر می‌شود و پیرامون آن تبلیغات گسترده صورت می گیرد انسان را مشکوک می کند که شاید کاسه ای زیر این نیم کاسه باشد. گاه آش چنان شور می شود که صدای زندانی نیز در می آید. در آخرین نمونه از این دست خبری توسط برخی سایت ها پیرامون وضعیت وخیم جسمانی ضیا نبوی از متهمان رخدادهای پس از انتخابات در اثر حمله عصبی منتشر شد:

http://www.daneshjoonews.com/news/student/1777-1389-04-10-18-04-09.html


بلافاصله پس از این خبر و در کمال تعجب این زندانی خبر مشکلات جسمی اش را تکذیب کرد:

http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3895/


و از همه جالب تر و شاید مضحک تر اینکه تعدادی از دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل که البته هویت شان مشخص نشد! در نامه ای نوشته ضیا نبوی را محصول فشار دانستند و آن را رد کردند و به عبارتی به وی اعلام کردند که مریض است اما خودش بی خبراست!

http://parsdailynews.com/67449.htm


3- ربوده شدن دختر جواد امام از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی هم در جای خود تامل برانگیز است. در ابتدای این قصه مضحک، مادر عاطفه امام مدعی می شود که فرزند اش را به دلایل سیاسی ربوده اند و مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده اند:

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=6318


اما چند روز نمی گذرد که مشخص می شود که تمام این ماجرا ساختگی است و هیچ پایه و اساسی ندارد و باز هم همسر جواد امام مصاحبه ای انجام می دهد و می گوید که دخترش ربوده نشده وبه دنبال ماجراجویی بوده:

http://www.jahannews.com/vdcizqaq.t1aqu2bcct.html


و جالب تر اینکه در این مدت مدعیان درستی و صداقت که رسانه هایشان دروغ اول را پوشش داده بودند به راحتی از مابقی ماجرا می گذرند. گویی که اتفاق خاصی نیافتاده است.


۴- آخرین موضوعی که در این بخش به آن اشاره می‌شود، داستان سعیده پورآقایی است. در آغاز این ماجرا هرروز خبری به گوش می رسید. یکی می گفت: "برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می‌رفت، تا اینکه شبی آمدند، سه زن و دو مرد او را بردند برای همیشه!"، سایت دیگری خبر می داد: "پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران توسط مادرش شناسایی شد، نهادهای امنیتی از تحویل جنازه به خانواده پورآقایی خودداری ورزیدند و در عوض جنازه او را مخفیانه در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا به خاک سپردند."


ماجرا آن‌قدر برای سبزها قابل اطمینان بود که شخص میرحسین موسوی را راهی مراسم ختم سعیده پورآقایی کردند و سایت نوروز این حضور را هم گزارش کرد: "مراسم ختم سعیده پورآقایی روز شنبه ۷ شهریور به صورت محدود در مسجد قلهک برگزار شد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده داغدیده این شهید مظلوم در مراسم حضور یافتند."


بعدها به نقدها پیرامون دروغ پردازی ها نيز پاسخ جالبی داده شد:

norooznews.org/news/13976.php


در این میان بازار توصیف داستان سعیده پورآقایی با آب و تاب وصف ناشدنی داغ بود. پارلمان نیوز نوشت: "همزمان با انتشار خبر کشته شدن فردی با نام سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی که عنوان می‌شود اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شده است، فردی با ارسال یادداشتی برای فراکسیون خط امام(ره) مجلس به روایتی از زندگی و بازداشت سعیده پرداخت."


این سایت خبری در ادامه متنی را با عنوان "دیروز همه گریستند"، درج کرد و نوشت: «سعیده دو سال بود که دیگر پدر نداشت. اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد. جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط "بود" هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ. خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموسش را بعد از او پاس خواهیم داشت. سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد. آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد…ما چه کردیم؟"


چندی بعد گزارش کمیته سه نفره ای که مسئول رسیدگی به این دست مسائل بود، منتشر شد. در این گزارش در خصوص سعیده پورآقایی از قول مهدی کروبی آمده بود: "این خانم فرزند شهید است و چند نفر از اعضاء خانواده او شهید شده‌اند و از طرفداران آقای موسوی بودند که با مادرش شبانه تکبیر می‌گفتند آمده‌اند او را در منزل دستگیر کرده‌اند و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و پس از چند روز جنازه او را که بخشی از قسمت پایین بدن او با اسید سوخته بوده مخفیانه به خاک سپرده‌اند. افراد آقای میرحسین به منزل او رفته‌اند و شنیده‌ام آقای میرحسین موسوی در جلسه ختم او شرکت کرده است و من هم قرار بود به منزل آنها بروم که فرصت نشد و فرزندم به سراغ آنها رفت."


در این گزارش در خصوص سعیده پورآقایی آمده بود: "– پدر وی شهید نبوده و چند سال پیش فوت کرده واصولاً (س – پ) تنها فرزند خانواده نیست و دختر شهید هم نمی‌باشد. ۲- مشارالیها با مادرش اختلاف داشته و از سال ۸۶ تاکنون ۶ مورد از منزل فراری شده و هر بار مادرش برای پیدا کردن او به مراکز انتظامی مراجعه داشته است و در مواردی پس از روزهایی به منزل برگشته و در چند مورد هم توسط مأمورین انتظامی با پسر و دختر دیگر دستگیر و زندانی و یا تحویل مادرش شده است."


مدتی بعد بود که بالاخره سعیده پورآقایی پیدا شد. او ماجرای خود را این گونه روایت کرد: "روز ۱۳ تیر از خانه بیرون رفتم. چون در قفل بود و مادرم ممانعت می‌کرد از تراس پریدم و پایم شکست، وقتی رفتم بیرون در راه با فردی آشنا شدم، خیلی حالم بد بود و بدنم زخمی شده بود من را به بیمارستان بردند و حدود دو ماه در خانه ایشان بستری بودم و از من پرستاری کردند. در این مدت یک بار یکی از افراد آن خانه بود به من گفت که عکس من را به عنوان کسی که در تظاهرات کشته شده در سایت‌ها زده‌اند."


سعیده در پاسخ به این سؤال گزارشگر که آیا در این مدت هیچ‌وقت نخواستند او را به خانه برگردانند؟ گفت: "بله، سؤال می‌ کردند اما من چیزی نمی‌گفتم و چون حالم بد بود، می‌ترسیدم مادرم مرا اینطور ببیند حالش بد شود، چون بیمار هم هستند. اما وقتی که در سایت‌ها آنطور خبر دادند خیلی تعجب کردم و اصلاً باورم نمی شد."


او ادامه داد: "حتی اگر می‌خواستم برگردم، با شنیدن این شرایط می ترسیدم،چون من که زنده بودم ترسیدم برگردم و واقعاً بلایی سرم بیاورند."


در واکنش به زنده شدن سعیده پورآقایی رسانه های سبز اما طریقی دیگر را پیش گرفتند و این همه را سناریوسازی نهادهای امنیتی کشور خواندند! و توضیح دادند که فریب خورده اند. سوالی که وجود داشت این بود که بر فرض درستی این توجیه کودکانه برای فرار از فشار افکار عمومی آیا نزدیکان موسوي و کروبی همه اطلاعات‌شان را به این شکل به دست می آورند؟!


اما این به اصطلاح فریب خوردن ها یکی، دو مورد نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این همه در رسانه های برون مرزی بازتاب می یافت و اخبار آن در اختیار نهادهای حقوق بشری و… قرار می گرفت تا در سیاه نمایی وضعیت ایران سوژه های ساختگی بیشتری برای طرح داشته باشند.


اصلاح طلبان نه تنها هیچ گاه اعتراض نکردند و هیچ گاه توضیح ندادند که با چه پشتوانه منطقی به مراسم ختم این دختر رفته اند و اخبار مربوط به او را با آب و تاب تمام در رسانه هایشان منتشر کرده اند، بلکه در جای شاکی نشستند و نهادهای امنیتی را مسئول این ماجرا دانستند! آیا تواتر این فرافکنی می توانست در افکار منطقی جلوه کند؟ آیا با پذیرش مدعای اصلاح طلبان، درستی سایر اطلاعاتی که در این زمینه ها به آنها می رسید و آنها نیز سراسیمه منتشر می کردند نیز زیر سوال نمی رفت؟


باید از آقای موسوی پرسید چگونه است که در آخرین سخنرانی اش از رسانه های سبز می خواهد که با دروغ سازمان یافته دولتی مقابله کنند:

http://www.rahesabz.net/story/19909/


اما خود و حامیان اش به این سادگی دروغ می گویند؟ نکند دروغ خود را ترجمه به راستی و درستی می کنید و از تاکتیک های مقبول جهت انجام مبارزه! تلقی می‌كنند؟ شاید در برهه ای کوتاه و به دلیل غبارآلود بودن فضا با دروغ هایتان عده ای را اغفال کردید اما "همه را برای همیشه نمی توان فریفت."

پت و مت ! (گفت و شنود)

گفت: سريال كارتوني «پت و مت» كه يادت هست؟ ماجراهاي خنده دار دو تا كله پوك كه با ديدن آن بچه ها از خنده روده بر مي شوند.
گفتم: آره، يك كارتون عروسكي ساخت انگليس بود. چطور مگه؟
گفت: حالا انگليس همان كارتون «پت و مت» را با دو شخصيت عروسكي ديگر بازسازي كرده و پخش مي كند.
گفتم: اسم دو شخصيت عروسكي جديد هم همان «پت و مت» است؟
گفت: نه! دو تا عروسك اسرائيلي است به نام هاي بهاءالله مهاجراني و كديور افندي.
گفتم: عروسك هاي خوبي انتخاب كرده اند، در كارتون «اسب تروا» كه تبديل به «خر تروا» شد تماشاچيان را حسابي از خنده روده بر كرده بودند.
گفت: در كارتون جديد اين دو عروسك اسرائيلي با نام هاي جعلي عليه مقامات جمهوري اسلامي نامه مي نويسند و بعد معلوم مي شود كه «منوشه امير» براشون نوشته و كلي باعث خنده مي شوند.
گفتم: اين نقش ها را كه اينجا هم مي تونستند بازي كنند. چرا رفتند انگليس؟!
گفت: آرزو داشتند توي كارتون هاي خارجي بازي كنند.
گفتم: چي بگم؟! دو تا سوسك پولدار با هم ازدواج كرده بودند براي ماه عسل رفتند توالت فرنگي!

آیت الله جنتی خبر داد:سند دارم که سران فتنه یک میلیارد دلار از آمریکائیها پول گرفتند

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی گفت: آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.

آیت الله احمد جنتی در مراسم جشن میلاد حضرت ولی عصر(عج) در مسجد مقام جمکران، اظهار داشت: بعد از آن که امام نهم، دهم و یازدهم در سنین جوانین به شهادت رسیدند، معلوم شد که انسان‌ها لیاقت حضور داشتن امام معصوم(ع) را در جمع خود ندارند و به همین دلیل امام زمان(عج) باید غیبت می کرد تا همان ظالمانی که امامان دیگر را به جرم آن که در راستای عدالت گام برمی داشتند، کشتند، نتوانند با ایجاد فتنه به او آسیبی برسانند. 

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی با تأکید بر این که خداوند محافظ انقلاب اسلامی است، گفت: واقعه صحرای طبس که یک مدد الهی بزرگ بود، نشان داد که خداوند خودش محافظ انقلاب است و این امدادهای غیبی همواره در طول تاریخ انقلاب سابقه داشته است. 

وی با یادآوری حادثه انفجار مسجد ابوذر تهران و حادثه ای که برای رهبر معظم انقلاب در آن حادثه پیش آمد، گفت: در این حادثه که تمام دکترها از رهبر معظم انقلاب قطع امید کرده بودند و حتی خود رهبر معظم انقلاب باورشان نمی شد زنده بمانند، اما خداوند با مددهای خاص و همیشگی اش، ایشان را ذخیره ای برای روز مبادا قرار داد. 

جنتی افزود: به همین دلیل در زمانی که امام خمینی(ره) رحلت کرد، خداوند متعال سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد و ایشان مأمور شد از طرف خداوند که این انقلاب را و این نظام را و این راه علی(ع) را حفظ کند و ادامه دهد. 

وی با یادآوری مجدد مانع تراشی های دشمن در آغاز انقلاب اسلامی گفت: در مورد مقام معظم رهبری هم از آغاز 21سال رهبری ایشان، فتنه‌های داخلی و خارجی فراوانی شروع شد که رذیلانه ترین و خبیثانه ترین آن ها فتنه88 بود. 

امام جمعه موقت تهران افزود: من می‌گویم خدایا به حق صاحب الزمان(عج)، انتقام بچه های مسلمانی که این ها(سران فتنه) یا کشتند و یا بلا به سرشان آوردند، یا فریب دادند، خدایا انتقام این ها را از سران فتنه بگیر. 

وی خاطرنشان ساخت: علاوه بر فتنه عظیم88، در طول رهبری آیت الله العظمی خامنه ای، فتنه های دیگری هم ایجاد شد که حتی چندین بار تا حد سقوط نظام رفتیم، اما همان خدایی که نگاهبان انقلاب در واقعه صحرای طبس بود، باز هم انقلاب را حفظ کرد. 

آیت الله جنتی گفت: در فتنه اخیر، سران فتنه با کمک آمریکایی ها فتنه ای را برپا کردند و مطمئن بودند که با کمک آمریکا دیگر کار انقلاب تمام می شود و چیزی برای نظام باقی نمی ماند، چرا که جنگ نرم است و این گونه مردم از نظام می برند و نظام وقتی مردم را نداشت، خود به خود سقوط می کند. 

وی با بیان این که در سوی دیگر جریان فتنه، خدا چیز دیگری می خواست، گفت: خدا می خواست تا کار به دست بندگان صالح خدا بیافتد و این انقلابی که مقدمه ظهور است باقی بماند و به همین دلیل خداوند این سران فتنه را رسوا کرد. 

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی با بیان این که من سندی را به دست آوردم گفت: آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد. 

وی در مورد وظیفه شیعیان در زمان غیبت امام زمان (عج) هم گفت: وظیفه فعلی ما در زمان غیبت امام زمان(عج) این است که بدانیم همانگونه که ولایت امیرالمؤمنین علی(ع)، پشتیبان اسلام قرآنی و محمدی بود، امروز هم ولایت فقیه پشتیبان همان اسلام است و اگر این اسلام از بین برود، دیگر اسلامی نیست. 

جنتی ابراز داشت: امروزه در کشوهای اسلامی، تنها نام اسلام است اما خبری از اسلام واقعی نیست، چرا که نه احکام فقهی و نه احکام سیاسی اسلام در آن ها اجراء می شود. 

وی تصریح کرد: عربستان سعودی نوکر سرسپرده آمریکاست و ذلیلانه از آن اطاعت می کند اما آن حکومتی که در دنیا روی پای خودش ایستاده و با قدرت و عزت، شعار مرگ بر آمریکا را سر می دهد، آن حکومت اسلامی ایران است. 

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از کسانی که به دروغ ادعای ملاقات امام زمان(عج) را می کنند، گفت: ادعاها در این باره به قدری زیاد شده است که حتی عده ای دیدار امام زمان(عج) را به کل منکر می شوند، اما در کنار تمام این دروغ ها عده ای به خدمت امام زمان(عج) مشرف شدند که یکی از آن ها شخصی به نام میرجهانی بود که من هم او را دیده‌ام.پ
 
وی در بیان خصوصیات شخص منتظر امام زمان(عج) هم گفت: یکی از خصوصیات منتظر واقعی این است که در هر حال امام زمان(عج) را ناظر اعمال خود ببیند و کسی که امام زمان(عج) را ناظر خود دید، جرأت گناه کردن پیدا نمی کند. 

جنتی با بیان این که سرنوشت امام زمان(عج) از جهات مختلف از جمله نحوه ولادت، شبیه حضرت موسی(ع) است، گفت: اگر همانند فیلمی که برای حضرت یوسف(ع) ساخته شد، برای حضرت موسی(ع) ساخته شود، برای مردم صد برابر جالب‌تر خواهد بود.

احمدی‌نژاد، امام زمان و ولایت فقیه

اگر دولت اصلاحات بر کرسی ریاست جمهوری نشست، فضای کشور شاهد غلبه یک گفتمان در فضای دیپلماسی و سیاسی کشور بود؛ آنجا که حرف از آزادی و دموکراسی به میان می آمد و خاتمی طول و عرض کره زمین را به هم می دوخت تا از گفتگوی تمدن‌ها و حقوق بشر بگوید و تعلیمات غرب را برای غرب بازتعریف کند.

از سوم تیر فضا برای گفتمان جدیدی باز شد و طبیعی بود که رییس‌جمهور پرچمدار گفتمان جدید در عرصه سیاسی کشور باشد. اگر تا پیش از این حرف از دموکراسی و آزادی و حقوق بشر در جمع های بین المللی و دانشجویی و حوزوی بود و تمام تلاش ها حول محور عدم تناقض اسلام و غرب یا به عبارت بهتر ارائه تفسیر قابل تطبیق با غرب از اسلام سامان می یافت، این بار چند واژگان کلیدی به میهمانی جلسات سیاست مداران و مسئولین اصولگرایی آمد که آرزوی تحقق دولت اسلامی را در سر داشتند.

این واژگان کلیدی البته حاشیه ساز هم شد. گاهی این واژگان نماد اصولگرایی و آرمانگرایی دولت نهم و دهم توصیف شد و گاه نماد انحراف آن لقب گرفت! گاه دولت از باب ترویج و غلبه دادن این گفتمان تمجید شد و گاه توبیخ! گاه مورد مدح قرار گرفت و گاه ذمّ! دو تفسیر کاملا متناقض از یک رویکرد و یک گفتمان که بر جريان غيرديني و غيربومي اتوريته پيدا كرد و آن را به حاشيه راند، در نوع خود جالب توجه بود.

واژگانی که احمدي‌نژاد مدام در سخنرانی های خود تکرار می کرد، شاید برونداد همان اندیشه ها و حرف های جمع هایی بود که سوم تیر را رقم زدند. این واژگان عبارت بودند از هدف خلقت و رسالت انبیاء، آینده مهدوی، توجه به امام، جایگاه انسان کامل و موضوع ولایت فقیه. شاید این را تاریخ بتواند جزو اعترافات صریح فائزه هاشمی رفسنجانی قلمداد کند؛ آنجا که در حاشيه راهپيمايي غيرقانوني 25 خرداد 88 با صراحت می گوید: «(آیت الله)خامنه‌اي تو اين همه دوره کي رهبر بوده؟ در زمان بابا که نبود. زمان خاتمی هم که نبود. تنها دوره‌اي که رهبر بوده الانه...»

در عین حال البته برخی احمدی‌نژاد را داراي زاويه با ولایت فقیه خواندند تا این پازل به صورتی پیچیده تر از آنچه گمان می شد، در بیاید. برخی می گفتند دولت مروج اسلام منهای روحانیت و اسلام منهای ولایت فقیه است. دولت معتقد است می توان با امام زمان مستقیم ارتباط گرفت و اصولاً در این میان، ولی فقیه جایگاهی ندارد. جمعی دیگر نیز دولت را حجتیه ای لقب دادند و جمعی اهل خرافات! و برخی نیز حتی به صراحت گفتند که احمدی‌نژاد در سخنان خود اصلا حرفی از ولایت فقیه نمی زند و این معنادار است!

به نظر می رسد بتوان از مجموعه سخنان رییس‌جمهور، مبانی فکری او در این خصوص را دریافت و نگاه جامعی نسبت به مسئله پیدا کرد. اینکه بالاخره آیا احمدی‌نژاد در سخنان خود نامی از ولایت فقیه می آورد یا نه و اگر می آورد چه جایگاه و مختصاتی را برای موضوع تعریف می کند، درخور بحث است.

احمدی‌نژاد از همان آغاز، موضوع بسیاری از سخنرانی هایش را به تشریح یک سیر بحث مشخص اختصاص داد. محتوای این سیر در سخنرانی سازمان ملل او نیز بروز و ظهور داشت. رهبر انقلاب در خصوص سخنرانی احمدی‌نژاد در سازمان ملل در سال 86 فرمودند: «منطق جمهورى اسلامى، آنجا گفته شد؛ منطق دين گفته شد؛ بحث خوبى راجع به نگاه اسلام و دين به علم، نور بودن علم و در دست خدا بودنِ نورافكن علم -كه اينها بحث‌هاى خوبى است- مطرح شد. اشتباه مي‌كنند كسانى كه فكر مي‌كنند در محيط‌هاى فرنگى -حالا اروپايى، امريكايى- وقتى حضور پيدا مي‌كنند، بايد همان حرف‌هاى خودِ آنها را -صد سال است، دويست سال است كه از اين حرف‌ها دارند مي‌زنند- تكرار كنند و به خودشان بگويند؛ اينها حرف نشد، اسلام حرف دارد.»

اما فارغ از این، زاویه نگاهی که رییس‌جمهور در باب مفهوم خلقت و ماهیت انسان کامل و اسلام مطرح کرده و می کند و رهبری هم آن را مورد تایید قرار داده و از آن تجلیل کرده اند، سوال اینجاست که سیر بحثی که احمدی‌نژاد پی می گیرد، چیست و مفهوم ولایت فقیه از حیث تئوریک در این سیر بحث از چه جایگاهی برخوردار است؟

احمدی‌نژاد از علت دشمنی قدرت‌های بزرگ با ایران اسلامی شروع می کند و از رمز پایداری انقلاب اسلامی می‌پرسد. او می گوید: «چه عنصري در حركت ملت ايران وجود دارد كه همه‌ي گردنكشان، دزدان، خودخواهان و فاسدهاي عالم از آن در هراس اند. اين عنصر كدام است؟»

او از اینجا به اصل خلقت بر می‌گردد و حرکت انبیاء در طول تاریخ را مورد اشاره قرار می دهد. نکته اول در باب خلقت حرکتی است که انسان بايد به سوی کمال پی بگیرد. احمدی‌نژاد می گوید: «خداي متعال انسان را براي حركت به سمت نقطه‌ي كمال خلق كرده است… خدا انسان را خلق كرد و دو چيز از او خواست؛ اول اينكه خودش به سمت قله‌هاي كمال حركت كند و دوم اينكه در جهان يك جامعه‌ي سعادتمند، الهي، عادلانه و سازنده برپا بكند.»

آنجا که احمدی‌نژاد از تشکیل جامعه سعادتمند و الهی می گوید و از برپایی جهان بدون ظلم و عدالت محور سخن به میان می آورد یا از ضرورت آمادگی بشر برای ظهور و فراهم کردن مقدمات ظهور یا تلاش برای رفع ظلم حرف می زند، در واقع دست رد به سینه کسانی می زند که تا نامی از امام زمان می شوند، یاد انجمن حجتیه می افتند و می کوشند تا نام امام زمان را با انگ انجمن حجتیه از تریبون ها و سرِ زبان ها بگیرند. چه آنکه حجتیه ای ها هر گونه تلاشی برای رفع فساد و ظلم قبل از ظهور منجی را بی فایده و محکوم به شکست می دانند.

احمدی‌نژاد می گوید: «خدا استعداد الهي شدن را در انسان قرار داده است.» و ادامه می دهد: «انسان بايد حركت بكند. اما براي حركت خودش نيازمند عواملي است؛ اولين عاملي كه انسان براي حركت به سمت قله ها نياز دارد، شناخت خداست.»

از این جاست که او در مورد مفهوم انسان کامل و ولایت سخن می گوید و معتقد است از مسیر شناخت انسان کامل و اسماء الله و اتصال به خط امامت و ولایت است که می توان به شناخت حق تعالی و سعادت رسید. احمدی‌نژاد عنصر ويژه، اختصاصي و تأثير گذار اين انقلاب را هم اتصال آن به خط ولايت و امامت می داند. رییس‌جمهور می گوید: «امامت بالاترين هديه‌ي خداوند براي بشريت است. همه‌ي پيامبران الهي آمده اند تا انسانها را با امام آشنا كنند و دست جامعه‌ي بشري را در دست امام بگذارند.»

احمدی‌نژاد می گوید:«خداي متعال براي شناساندن خودش به جامعه‌ي بشري انسان كامل را خلق كرده است تا او تجلي كامل اسماء الهي باشد. مي خواهيد خدا را بشناسيد، راهش انسان كامل است.» او به این بیان رایج اشاره می کند که امام عصر(عج) مجرای فیض الهی است.

بعد از تبیین دقیق مفاهیمی از این دست است که احمدی‌نژاد سخن از ولایت فقیه به میان می آورد و ولایت فقیه را در ربط با مفهوم امام و ولایت حضرت حجت تعریف می کند. او می گوید: «همه عظمت انقلاب شما در اتصال به اين حلقه امامت است. اصلاً نظام ولايت يعني نظام متصل به امامت و اين رمز عظمت و اثرگذاري است. اين رمز پيروزي و ماندگاري است.»

با این مقدمه است که نتیجه گیری او از بحث شیرین می شود. احمدی‌نژاد در سخنرانی های مختلف بر این نتایج تأکید می کند. او می گوید: «صرف يك اعتقاد نظري در عالم آن مشكلي را حل نمي كند. مجاهدت ها، ماندگاري ها و... همه به خاطر اتصال به امام است و اصلاً نظام متصل به ولي فقيه يعني دعوت به امام. همه عظمت جمهوري اسلامي كه در همان ولايت فقيه است در ارتباط با امام است.»

رییس‌جمهور همچنین معتقد است: «جمهوري اسلامي ايران يك فرياد بلند دعوت به امام حق است. نظام ولايت فقيه جرقه، راهنما، نورافكن و حلقه‌ي وصل است.» او بارها بر این مضمون تأکید می کند که زندگی در سایه ولایت فقیه و توجه به امر و رضایتی او تمرین زندگی در سایه امام معصوم است. احمدی‌نژاد می گوید: «نظام ولايت فقيه حلقه اتصال به جامعه مهدوي و تمرين آمادگي براي زيستن در جامعه مهدوي محسوب مي‌شود.»

احمدی‌نژاد می گوید: «نظام ولايت فقيه يعني نظام متصل به حقيقت امام و همه‌ي عظمت انقلاب در اين است. اتفاقاً شما ببينيد، نقطه‌ي كانوني دشمني دشمنان انقلاب هم همين جاست. اصلاً اصل دعواي شيطاني اينجاست. وقتي كسي را از امام جدا كردند، يعني ديگر تمام شد. چيزي باقي نمي ماند. يك مرز بسيار باريك است. به محض اينكه به اين طرف مرز آمد، تمام است و ديگر چيزي وجود ندارد و خيال شيطان راحت مي شود.»

رییس‌جمهور تصریح می کند: «در دوران غيبت، امت رها نشده است و ولايت فقيه، منصوب غير مستقيم امام معصوم است.» او ادامه می دهد: «امروز نظام ولايت فقيه، حلقه اتصال و تمرين زندگي در نظام امامت وموجب وحدت و رشد و انسجام و قدرت و عزت اسلام است؛ چنان كه همه شاهد بوده ايم و هستيم.»

احمدی‌نژاد این بحث را حتی در جمع عمومی مردم در 22 بهمن 85 مطرح می کند و به تفصیل در این باب سخن می گوید: «ولايت فقيه در راستاي امامت ضامن استقلال، يكپارچگي و حركت صحيح و رو به رشد ملت و كشور ماست. ولايت فقيه رمز استواري و ماندگاري ملت عزيز ايران است. ولايت فقيه فرياد خداپرستي و عدالت طلبي ملت ما و همه‌ي ملت‌هاي عالم است. ولايت فقيه ضامن سربلندي، عظمت، همدلي و پيروزي‌هاي ملت ايران است. در طول 28 سال بسياري از توطئه ها، فتنه ها و تهاجمهاي دشمن از فشارهاي سياسي، طراحي‌هاي تبليغاتي، تلاش براي ايجاد تفرقه، درگيري‌هاي گوناگون توسط گروه‌ها و دستجات متفاوت و از جنگ سنگين تحميلي كه همه‌ي قدرتهاي عالم در آن شريك و متحد بودند، تا ايجاد برخي ناامني‌ها و جنگ‌هاي رواني همه و همه به لطف عزت، ايستادگي و درايت رهبري عزيز در طول انقلاب خنثي شده است و كشتي حركت ملت ايران از طوفان‌هاي سهمگين دوران ما به سلامت به ساحل آرامش رسيده است. دنيا بداند ملت بزرگ ما به خوبي دريافته است و ايمان دارد كه ولايت فقيه كه شعبه اي از ولايت رسول اعظم حضرت محمد مصطفي(ص) است و شعبه اي از ولايت ائمه‌ي اطهار (ع) است، يك گوهر ناب و يك عطيه‌ي الهي است. به همين دليل است كه ملت ايران با همه‌ي وجود و تا پاي جان در تبعيت و دفاع از اين حقيقت الهي ايستاده است و خواهد ايستاد.»

او ادامه می دهد: «امروز پرچم عزت و صلابت ما در دست رهبري معظم انقلاب است. ناكامي دشمنان زشت خو در هجوم مستمر به اين ركن انقلاب موجب شده است كه اخيراً زبونانه و ذليلانه به دروغ و شايعه پناه ببرند. شايعاتي كه ترجمه‌ي اميدها و آرزوهاي آنان است. به فضل الهي اين آرزوها را مانند صدام به گور خواهند برد. امروز به لطف خداوند رهبري عزيز انقلاب سالم و با صلابت پرچم عزت و انقلاب ملت ايران را بر دوش مي كشند و ملت نيز با بيداري، آگاهي و اشتياق و متحد پشت سر ايشان در حركت است.»

اگر دولت اصلاحات کوشید تا موضوعاتی را گفتمان عمومی کند و دموکراسی و آزادی را در افکار عمومی تقدس بخشد، احمدی‌نژاد در سخنرانی های مکرر خود در شرایطی سخن گفتن از مفهوم و جایگاه ولایت فقیه را مدنظر قرار داد که بسیاری از اصولگراها به صف انقلابیون شرمنده پیوسته بودند. آنهایی که همان روزها معتقد بودند برای رسیدن به قدرت چاره ای جز سخن گفتن در چارچوب گفتمانی اصلاحات وجود ندارد؛ نمی توان مفاهیم انقلابی را به مردم عرضه کرد؛ چه آنکه این مفاهیم قابلیت پذیرش خود را در جامعه از دست داده است و...

و امروز همان کسی که به تعبیر فائزه هاشمي، به معناي واقعي التزام به رهبری را نشان داد، مورد برخی بی انصافی ها قرار می گیرد. البته در مقام عمل کاستی ها و لغرش های هر شخصی قابل نقد است و احمدی‌نژاد هم بی نقص نبوده و نیست اما اینکه برخی بکوشند تا تمامی حقایق را وارونه جلوه دهند و از این مسیر، راهی برای خویش به سوی کرسی قدرت بگشایند یا فعالیت های زودهنگام انتخاباتی را با تخریب پی بگیرند، صحیح و قابل قبول به نظر نمی رسد.

 

بنی‌صدر همراه با موسوی افشاگری می‌کند!!

بعد از آنکه میرحسین موسوی در واکنش به اظهارات برخی مسئولان کشور در دوران دفاع مقدس، تهدید به بیان ناگفته‌ها کرد، ابوالحسن بنی‌صدر هم مدعی افشاگری در این زمینه شد!

رئیس جمهور مخلوع ایران که اکنون در فرانسه زندگی می‌کند، در مصاحبه با ارگان اینترنتی مجلس هلند، اظهار داشته است: من از همان ابتدا افشاگری را شروع کردم تا امروز. تازه‌ترین مطلبی که درباره‌ی مسئله‌ی اکتبر سورپرایز انتشار داده‌ام مربوط به ده روز پیش می‌شود. همین‌طور در مورد جنگ. خود من وقتی به خارج آمدم، اصلاً در آن بیانیه‌ی ۲۲ خرداد شصت که در مجلس هم خوانده شد، دلایلی که کودتا شده است را توضیح دادم که یکی از آنها ادامه‌ی جنگ بود برای رسیدن به اهدافی که متأسفانه همه‌ نیز تحقق پیدا کرد.

بنی‌صدر نسبت به سخنان آقای موسوی هم واکنش نشان داده و گفته است: طوری که از گفته‌ی ایشان معلوم می‌شود، گویا ایشان ناگفته‌های دوره‌ی تصدی خود را می‌خواهد بگوید. آن دوره‌ای که من تصدی داشتم، او تصدی نداشت که از چیزی آگاه باشد و حالا بخواهد بگوید. در آن مورد هم چیزی مخفی نمانده است، جز این که همین مسئله‌ و ماجرای این که در داخل دروغ می‌گویند.

البته آقای بنی‌صدر که اکنون همکاری نزدیکی با گروهک تروریستی منافقین دارد، به دفاع از میرحسین موسوی هم پرداخته و مدعی شده است: مشکلات جنگ انداخته‌اند گردن آقای میرحسین موسوی که اگر او نبود، حکومت او نبود و مثلاً یکی از خود این آقایان بود، به‌قول آقای رفیق‌دوست، بغداد را هم گرفته بودند. دروغ می‌گویند. آنها توانایی گرفتن بغداد را نداشتند و اساساً نمی‌خواستند که بگیرند.

ماجرای تهدید به افشاگری از سوی موسوی

محسن رضایی اخیرا در جمع تعدادی از رزمندگان دفاع مقدس گفت که "اگر دولت امکانات کشور را در اختیار رزمندگان قرار می داد و همکاری های لازم با فرماندهان جنگ بعمل می آمد، می توانستیم در همان سال پنجم جنگ، بغداد را فتح کنیم."

این سخنان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که از سوی محسن رفیق دوست(وزیر سپاه در دوران دفاع مقدس) هم بیان شد، با واکنش یکی از سران فتنه روبرو شده است.

میرحسین موسوی که در جریان هدایت فتنه اخیر مورد حمایت دشمنان ایران قرار گرفت و حتی رئیس کاخ سفید شخصا از او اسم برد و رویه وی را تایید کرد، از جایگاه یکی مسئول ارشد گفته است: ایده ای که این وزیر سابق درباره فتح بغداد مطرح کرد باقیمانده همان دل بستن ها به طرح های کلاسیک جنگی و نتیجه بخش بودن عملیات های بزرگ برای شکست دشمنی بود که ماهانه فقط دو میلیارد دلار از همسایه های عرب خود برای جنگیدن با ما باج می گرفت و هنگام ختم جنگ بیش از پنجاه لشگر داشت.

وی مدعی شده بخشی از فرماندهان، نگاه محسن رضایی و دوستان وی را در این باره قبول نداشتند: این نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در میان رزمندگان مخالفانی داشت و تا جایی که بنده در جریان بودم و در تماسهایی که فرماندهان معترضی چون شهید حاج داوود کریمی با بنده داشتند آنها عملیاتی از جنس نقشه های دوران نخست دفاع مقدس را ترجیح می دادند.

این متهم اصلی فتنه 88 در پایان آقای رضایی و دوستان وی را به افشاگری تهدید کرد: این طرح ها با توانایی های اقتصادی و اجتماعی کشور سازگاری بیشتری داشت و در آینده اگر لازم بشود و به اجبار به این بحث ها کشانده شوم موضوع را با بسط بیشتری طرح خواهم کرد.

گفتنی است همسویی موسوی با دشمنان نظام منجر به انزوای وی و فشارهای پرحجم اجتماعی علیه او شده است. به همین دلیل به نظر می رسد وی در تلاش است با بازسازی دوران دفاع مقدس و احیای فضای آن دوران احساسات مردم را تحریک و از حجم مخالفت های آنان علیه خود بکاهد.

آقای موسوی! ناگفته‌های خودت را افشا کن

البته اظهارات اخیر میرحسین موسوی درباره ناگفته‌های جنگ با واکنش تمسخرآمیز حامیان سابق وی روبرو شده است.

"ن.ک" کاریکاتوریست سابق نشریات اصلاح‌طلب که اکنون در کانادا زندگی می‌کند، سخنان آقای موسوی را با طراحی یک کاریکاتور، به تمسخر گرفته است.

بازخواني منازعه لفظی هاشمی با مرحوم خلخالی

روز 8مرداد1360 که با ایام فرار بنی صدر و رجوی از کشور مصادف بود،آیت الله صادق خلخالی در نطقی انتقادی، شهیدرجایی(نخست وزیر)و آیت الله موسوی اردبیلی(رئیس دیوانعالی کشور) و آیت الله هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس)[این سه نفر اعضای شورای موقت ریاست جمهوری بودند و وظیفه شان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بود] را مسئول فرار بنی صدر و رجوی دانست. متقابلا هاشمی رفسنجانی به اهمال های صادق خلخالی در آزاد کردن برخی نظامیان شرکت کننده در کودتای نوژه اشاره کرد.

بخشی از نطق مرحوم صادق خلخالی و مشاجره با هاشمی را می خوانید:

خلخالی - ملت ایران می دانند که آقای بنی صدر رئیس جمهور معزول از ایران با دسیسه کاری فرار کرده است... یکی از دیگر جنایتکاران به نام آقای رجوی او را خر کرد و بر او سوار شد و او را تا پاریس برد و ملت ایران هیچگاه جنایات اینها را فراموش نخواهد کرد ... ملت ایران از تقصیر اینها نخواهد گذشت... این سفارت به درد نمیخورد . اگر دولت تصمیم نگیرد ، ملت تصمیم خودش را درباره این سفارت می گیرد .

 مساله دیگری که میخواهم بگویم با جناب آقای رجائی برادر محترممان است . اگر آقای بنی صدر از یک سوراخی از سردشت و ارومیه و اشنویه و زابل و زاهدان یا از چاه بهار فرار می کرد جای حرفی نبود... ولی از پایگاه یکم شکاری ، با هواپیمای جنگی ، برای چه  این همه مسامحه کاری ؟ این مسامحه ها را ملت نمیتوانند از شما قبول کنند و شما در یک مقامی هستید که نمیتوانید در اینجا مانند شتر مرغ با ما رفتار بکنید و وقتی هم که اعتراض بکنند ، بگوئی من رئیس جمهور هستم ، نخست وزیر هستم ، وقتیکه همه حرفها را بگوئیم ، بگوئی نه ، اصلا من فرمانده کل قوا نیستم به من مربوط نیست . این مسائل را نه از شما قبول می کنند ، نه از جناب آقای هاشمی رفسنجانی که یکی از اعضای موقت اداره کننده حکومت است قبول میکنند و نه از آقای اردبیلی رئیس شورای عالی قضائی قبول می کنند . باید اینها بیایند در پیشگاه این ملت ، در حضور این مجلس بگویند که جریان از چه قرار بوده است ؟ آقای معزی[خلبان هواپیمایی که بنی صدر را به پاریس برد و قبل از آن نیز خلبان هواپیمای حامل محمد رضاپهلوی به مصر بود] را چه کسی آزاد کرده است ؟ کسی که در کودتا شرکت داشته است ، شاه را برده است ،‌حالا هم برگشته است به یک توبه مصنوعی ،‌معلوم می شود دادستان انقلاب اسلامی ایران آنطوری که شاید و باید عهده دار وظیفه اش نیست ...

پس این مملکت را باید چه کسی اداره کند ؟ نیایید کاری بکنید که همه خرجها را از امام بکنید و بگوئیم که امام داریم . باید فکر این معنا را کرد که یک وقتی خدای نکرده امام در بین ما نبوده باشد آنوقت تکلیف ما چیست ؟ آنوقت هم باید ما گریه کنیم یا اینکه در برویم . آقا ملت پشتوانه شماست (‌رئیس - وقتتان تمام است ) و مردم شما ها را قبول دارند و مردم به پرسنل نیروی هوایی اعتقاد دارند ،‌پرسنل نیروی هوایی اعتقاد دارند ،‌پرسنل نیروی هوایی یعنی قدرت ملی ما است ،‌قدرت اسلامی ما است ، ما از اول هم قبول داریم . عده ای هستند در بین اینها طرفدار سلطنت هستند ، طرفدار شاه هستند ،‌اینها را باید در اسرع وقت تصفیه کنید ...

یکی از نمایندگان - آقای خلخالی ،‌ خود شما آزاد کننده کودتا چی ها بودید .

 موحدی ساوجی - آقای هاشمی ، دو مورد را شما باید بگوئید یکی اینکه خود آقای خلخالی کودتا چی ها را در اهواز آزاد کرد . دوم اینکه اگر امام در بین ما نباشد ما اهل گریه کردن و فرار کردن نیستیم .

 رئیس - آقای خلخالی با آقای بنی صدر رفتند در دزفول و پنجاه نفر زندانی را آزاد کردند .

خلخالی - معزی جزو آنها نبوده (‌همهمه نمایندگان )

رئیس - خوب ، آقای خلخالی هم این را می پذیرند که از اشتباهات عظیم ایشان بود .

 خلخالی - آنهائی را که ما آزاد کردیم یا کشته شدند و یا در زندان عراق اسیر هستند

 رئیس - آقای خلخالی شما در آن قضیه تقصیر عظیمی کردید ،‌آقای بنی صدر که حق آزاد کردن نداشت . دادگاه باید حکم میداد و شما این حکم را دادید . (‌همهمه نمایندگان)

سخنان احمدي‌نژاد در مورد انزواي اشرافيت و تفاوت روح حاكم بر جامعه در پنج سال اخير

رييس جمهوري اسلامي ايران گفت : دشمنان به دنبال ايجاد ياس در فضاي دانشگاههاي ايران هستند و از حاکم شدن فضاي نشاط و اميد بر دانشگاهها نگران هستند.

دکتر" محمود احمدي نژاد "ظهر روز (پنجشنبه) در ديدار اعضاي تشکل دانشجويي دفتر تحکيم وحدت با تاکيد بر اهميت فعاليت در فضاي فرهنگي و سياسي دانشگاهها تصريح کرد: بايد فضاي سياسي و فرهنگي دانشگاهها شاد و اميد بخش باشد همان طور که فضاي فرهنگي انقلاب ايران با شادي، نشاط، عشق ،اميد ، همکاري و منطق همراه است.

رييس جمهور فعاليت‌هاي دانشجويي را از زيباترين فعاليت ها دانست و خاطر نشان کرد: فضاي صميمي و پاک حاکم بر دانشگا‌هها هميشه اقدامات دانشجويي را تاثير گذار کرده است.

احمدي نژاد با بيان اينکه دفترتحکيم وحدت يکي ازپرسابقه ترين تشکل هاي سياسي و فرهنگي دانشجويي است، اظهار داشت:امروز دفتر تحکيم وحدت در مسير درستي در حال حرکت است که اگر در اين مسير، خدشه‌اي هم به آن وارد شود، آن را با سرعت اصلاح خواهد کرد.

رييس جمهور، اخلاص و کار براي خدا را رمز ماندگاري و اثرگذاري جريان دانشجويي دانست و تصريح کرد:کار هميشه بايد براي خدا انجام شود و در چنين صورتي انسان شکوفا شده و ارتقاء خواهد يافت و مشکلات براي او زيبا خواهند شد. کار براي خدا رمز ماندگاري و جاودانگي انسان است زيرا اگر کسي براي خدا کار کند پرده ها کنار رفته و حقايق بر او آشکار خواهد شد و دانشجويان با توجه به روحيه پاک جواني بايد اين روحيه را در خود هر چه بيشتر تقويت کنند.

احمدي نژاد دومين رمز ماندگاري و جاودانگي انسان را پايبندي و ايستادگي بر اصول و آرمانها دانست و خاطر نشان کرد: انسان با آرمان خواهي معنا و مفهوم پيدا مي کند اگر اين ويژگي از انسان حذف شود تفاوتي با ساير موجودات نخواهد داشت. هر چقدر انسان روي اصول و آرمانهاي خود پافشاري کند، استعدادهاي او شکوفاتر و راه براي حرکت او به سمت کمال گشوده‌تر مي‌شود. جنبش دانشجويي نقش مهمي در ايستادگي بر آرمانهايي مانند پاکي، اخلاص، عدالتخواهي، مردمي بودن و دفاع از مظلومان دارد.

رييس جمهور با تاکيد بر اينکه از مهمترين وظايف جنبش دانشجويي فراخواندن جامعه به نقطه مطلوب است، گفت: اگر انتقاد و اعتراضي از سوي جنبش دانشجويي صورت مي گيرد بايد در جهت نفي وضع موجود و اثبات وضع مطلوب باشد.

وي به روز بودن و در مرز زمان حرکت کردن را رمز سوم ماندگاري و جاودانگي انسان دانست و اظهار داشت: جامعه بشري، ايران و انقلاب اسلامي زنده و در حال حرکت است و هر چقدر جنبش دانشجويي از روند حوادث عقب بماند، تحليل‌هاي آن اشتباه مي شود.

احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود با تاکيد بر اهميت توجه به موضوع فرهنگ خاطر نشان کرد: فرهنگ هواي تنفس مشترک روح انسان هاست و انقلاب اسلامي هم يک انقلاب فرهنگي است.

رييس جمهور با اشاره به مقايسه تفاوت فضاي فرهنگي امروزجامعه با 5سال گذشته گفت : 5 سال قبل در مقاله اي حرکت امام حسين (ع) را محکوم کردند، امامي که چراغ بيداري را براي بشريت برافروخت همچنين دفاع مقدس به عنوان خشونت طلبي معرفي مي‌شد، قصد داشتند ارزش ها را نسبي کنند اما اکنون فضاي جامعه در جهت مقابله با آمريکا، ايستادگي بر آرمان‌ها و سرشار از اميد، نشاط و خودباوري است، امروز همه ايرانيان در دنيا به هويت ديني و فرهنگي خود افتخار مي‌کنند.

دکتر احمدي نژاد يکي از محورهاي مهم فعاليت دولت نهم و دهم را اجراي عدالت دانست و تصريح کرد: امروز اثري از اشرافيت دولتي درجامعه نيست و روحيه اشرافيت در انزوا قرار گرفته است.

رييس جمهور با تاکيد بر اينکه فعاليت در دانشگاه‌ها بايد در جهت علمي، سياسي و فرهنگي باشد، تصريح کرد: هدف اصلي انقلاب فرهنگي پايه گذاري علم مبتني بر اصول انقلاب اسلامي بود و اگر فعاليت علمي با هدف متعالي همراه و همسو نباشد ، مضر خواهد بود.

احمدي نژاد ضرورت ايجاد تحول در منابع علوم انساني را مورد تاکيد قرار داد و اظهار داشت: بايد نوع نگاه اساتيد در اين بخش متحول شود زيرا نمي توان با نگاه مادي جامعه اسلامي را تحليل کرد همچنين نمي توان با مدل دموکراسي، جامعه آرماني و انقلابي را اداره کرد.

رييس جمهور با اشاره به تفاوت مفهوم مردمي بودن در ايران اسلامي با غرب، گفت : مفهوم مردمي بودن درفرهنگ ايران با غرب متفاوت است در فرهنگ ايران زمين، مردم اصالت دارند و در جامعه مسئول هستند اما در فرهنگ غرب مردم تنها ابزاري براي اعمال سياست ها به شمار مي روند و همچنين در ايران، دولت نمي‌تواند برخلاف خواسته و اراده مردم حرکت کند اما در غرب مردم در حاشيه قرار دارند.

وي افزود: با توجه به اين مقولات و شرايط کشورمان،جنبش دانشجويي و تشکل هاي دانشجويي بايد پيگير باشند و اين موضوعات را به مطالبه عمومي دانشجويان تبديل کنند.

احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود با تاکيد بر آگاهي و شناخت جنبش دانشجويي نسبت به تلاش ها واهداف عده اي در دو دهه گذشته براي نفوذو سيطره در بخش مديريت کشور خاطر نشان کرد: علت اينکه عده اي از ايجاد تغييرات در ساختار سازمان مديريت کشور عصباني شدند بخاطر اين بود که با وجود چنين سازماني بعضا حتي دستور رييس جمهور به معاونين خود نيز اجرا نمي شد و تصميم گيرنده اصلي در کشور، سازمان مديريت و برنامه ريزي بود.

رييس جمهور با اشاره به اقدام دولت براي شفافيت دربودجه اظهار داشت: اگر بودجه شفاف نباشد، دولت مي تواند به راحتي بر اساس خواست خود عمل کند اما دولت دهم بر شفافيت بودجه تاکيد کرد زيرا نمي خواهد از گريزگاه‌هاي غيرقانوني در بودجه غيرشفاف استفاده کند.

احمدي نژاد همچنين خطاب به اعضاي تشکل دانشجويي دفتر تحکيم وحدت گفت : حرکت ملت ايران رو به کمال است و از اين رو دانشجويان نيز نبايد به وضع موجود راضي بوده و بايد پرچمدار حرکت انقلابي در دانشگاه‌ها باشند.

ضرغامي:دولت احمدي‌نژاد موفق بوده

رئيس سازمان صدا و سيما با اشاره به عملکرد دولت نهم و دهم اظهار داشت: دولت آقاي احمدي‌نژاد دولت موفقي بوده است.    

عزت‌الله ضرغامي چهارشنبه شب در نشست شوراي برنامه ريزي خراسان شمالي اظهار داشت: در عرصه‌هاي جهاني توفيقات زيادي توسط دولت حاصل شده و هم در حوزه طرح‌هايي چون؛ هدفمندکردن يارانه‌ها که اگر خوب اجرا شود، تاثير مثبتي را در جامعه دارد.

وي تصريح کرد: جايگاه کشور اکنون در دنيا ويژه بوده، از اين رو بيش از هر زمان ديگر دشمنان احساس خطر مي‌کنند، چرا که اگر الگوي ايراني در جهان پياده شود، منافع آنان به خطر مي‌افتد.

رئيس رسانه ملي گفت: ما در وضعيت خاصي در کشور قرار داريم لذا در اين مقطع وحدت و پاسداري از ارزش‌ها امري ضروري است.

ضرغامي تصريح کرد: خيلي از عصبيت‌هاي جامعه مي‌شود که صورت نگيرد و اختلافات نباشد، بنابراين وحدت، گذشت و تواضع براي رسيدن به اهداف مشترکي که داريم، ضروري است.

وي ادامه داد: اگر وحدت در بين دستگاه‌ها نباشد، از مردم هيچ انتظاري نيست.

رئيس سازمان صداوسيما گفت: واقعا مردم ما مردمي منسجم هستند، اين مردم با خدا بوده و يکپارچه هستند، از اين رو اين وحدت و انسجام را بايد حفظ کنيم و خود را خدمتگزار مردم بدانيم.

وي همچنين گفت: برخي با عملکرد خود به نام يار امام کاري کردند که حتي بني صدر هم اين کار را نکرده بود.

ضرغامي به اشاره تلاش‌هاي دشمنان نيز تأکيد کرد: آنان با اين اقدام خود در حقيقت تلاش مي‌کنند تا ما را در سطح جهاني تضعيف کنند.

وي در ادامه با اشاره به اينکه راه‌اندازي شبکه استاني خراسان شمالي آخرين شبکه استاني است که در استان‌هاي کشور صورت مي‌گيرد، اظهار داشت: البته اين ظلم به استان نيست و آنهم بدين خاطر است که دو استان خراسان شمالي و جنوبي در سال‌هاي گذشته شکل گرفته‌اند، با اين وجود راه‌اندازي شبکه استاني در خراسان شمالي به لحاظ زماني و به نسبت ساير استان‌ها با سرعت بيشتري تحقق يافت.

رئيس سازمان صداوسيما با بيان اينکه وضعيت زيرساختي در صدا و سيماي خراسان شمالي براي راه‌اندازي شبکه استاني مطلوب است، گفت: قابليت‌هاي خوبي در بخش‌هاي مختلف صدا و سيماي اين استان وجود دارد.

وي با اشاره به اينکه در صداوسيماي استان‌ها اين ويژگي وجود دارد تا برجستگي‌هاي نظام به نحو مطلوب در اين شبکه منعکس شود، اظهار داشت: فضاي صدا و سيما بايد فضاي اميدبخش و پاسخگو به مطالبات مردم و فضاي آگاهي بخشي باشد.

ضرغامي افزود: در اين راستا اميد مي‌رود تا در سال آينده حداقل يک ارتقاي 50 درصدي در شبکه استاني سيماي خراسان شمالي فراهم و به عنوان يکي از شبکه‌هاي موفق استاني در کشور مطرح شود.

وي تصريح کرد: شبکه‌هاي استاني به عنوان پل ارتباطي بين مردم و مسئولان بايد به جاي محصول نمايي، فرآيند نمايي را تبيين کند.

وي با تاکيد بر اينکه سيماي استاني خراسان شمالي در سه حوزه دين، آموزش و سرگرمي ماموريت دارد، اظهار داشت: نبايد پرداختن به يک بخش منجر به غفلت از ساير بخش‌ها شود.

ضرغامي گفت: همه نيازهاي مردم را بايد در شبکه استاني سيما تامين کنيم و دين و شريعت را به زيبايي به مردم منتقل و از ظرفيت‌هاي خوب رسانه در اين راستا استفاده شود.

اظهارات خواندني روحاني در مورد نفوذي‌ها، حجاب، هاشمي، لاريجاني...

حجت‌الاسلام سيد حميد روحاني مورخ و پژوهشگري كه از ياران نزديك امام راحل در نجف اشرف و پس از انقلاب اسلامي بوده است، چندي پيش سخنان مبسوطي در شهرستان خمين زادگاه بنيانگذار انقلاب اسلامي مطرح كرد كه مشروح اين سخنراني مهم در ادامه آمده است.

روحاني در اين سخنراني به نقش گروه‌هاي انحرافي به‌ويژه سازمان منافقين و در ادامه سازمان مجاهدين انقلاب در نفوذ به مراكز حساس و فريب خوردن بسياري از افراد مؤثر مي‌پردازد و با يادآوري دورانديشي فوق‌العاده امام(ره) در شناخت ماهيت اين گروه‌ها، اين بصيرت را اكنون تنها در رهبر معظم انقلاب مي‌بيند.

وي، اختلافات، ايجاد شبهه و ناشناخته ماندن خط امام(ره) را از آفت‌هاي ديگر خواند و در بخش پرسش و پاسخ، به سؤالاتي درباره علي لاريجاني، سيد حسن مصطفوي، هاشمي رفسنجاني، شهرام اميري، دليل نخست‌وزيري بازرگان،‌اظهارات رئيس‌جمهور در مورد حجاب و علت اطلاق جام زهر به قطعنامه 598 پاسخ داد:

در نهضت مشروطه ديديم كه همين روشنفكرمآب‌ها، همين فراماسون‌ها چه بلايي بر سر نهضت آوردند، نهضت را به چالش كشيدند و از مسير منحرف كردند و در نهضت ملي شدن صنعت نفت هم باز آن قضيه تكرار شد. از اين‌رو امام سعي كرد كه ديگر اجازه ندهد در نهضت اسلامي ايران اين گروه‌ها نقشي ايفا كنند و حضوري داشته باشند لذا نهضت آزادي را نپذيرفت و اجازه نداد كه اينها از موقعيت ايشان استفاده كنند و براي خودشان پرستيژي كسب كنند.

ادامه نوشته

نارگيل (گفت و شنود)

گفت: يادت هست گروههاي ضدانقلاب و اصلاح طلبان و رسانه هاي بيگانه در جريان فتنه چقدر قربون صدقه همديگر مي رفتند و براي سران فتنه تشتك پپسي مي پراندند؟!
گفتم: مگه ممكنه كه قربون صدقه رفتن خاتمي و كروبي و موسوي براي بهايي ها و منافقين و سلطنت طلب ها و تقدير و تمجيد اسرائيل و آمريكا و انگليس از سران فتنه فراموش بشه؟!
گفت: ولي حالا بعد از شكست فتنه و رسوايي سران فتنه، همه آنها به جان يكديگر افتاده و تناقض گويي ها و دروغ بافي هاي همديگر را فاش مي كنند.
گفتم: سلموني ها كه بيكار ميشن سر همديگر رو مي تراشند.
گفت: يكي از همين گروههاي ضد انقلاب كه حامي سران فتنه بود خطاب به موسوي و خاتمي و كروبي نوشته؛ اگر شما مسلمان بوديد چرا در مقابل اهانت به امام حسين]ع[ ساكت نشستيد. اگر طرفدار جمهوري اسلامي بوديد، چرا زيربار قانون اساسي نرفتيد، اگر پيرو امام بوديد، اگر دنبال استقلال بوديد چرا با آمريكا و اسرائيل همكاسه شديد، اگر دموكرات بوديد چرا به رأي مردم تن نداديد و...
گفتم: يارو كه خيلي قاطي كرده بود يك هسته خرما به دستش گرفته بود و مي گفت؛ تو سيب كدوم درخت پرتقالي كه هر دونه انارت به سرخي گيلاس درخت موزه، اي گلابي درخت نارگيل روئيده از بوته كدوي باغچه من؟!

هاشمي رفسنجاني: موسوي در خدمت جنگ نبود بلكه كارشكني مي كرد

سايت رسمي آيت الله هاشمي رفسنجاني ضمن انتشار خاطرات وي اعلام كرد ميرحسين موسوي با طرح اينكه احتمال بمباران وجود دارد، خواستار تعطيلي كارخانه پلي اكريل اصفهان بود.
اين سايت با درج روزشمار خاطرات هاشمي رفسنجاني از روز 6 مرداد 1365 و در مطلبي با عنوان «موسوي به فرمانده جنگ پيشنهاد كرد: پلي اكريل اصفهان به جهت خطر بمباران هوايي تعطيل شود!»، مي نويسد «سرهنگ جمالي جانشين فرمانده نيروي زميني آمد. گزارش سمينار امنيت بين المللي ژنو را داد. انستيتوي مطالعات استراتژيك برگزار كرده بود. او خواستار تعجيل در تعيين فرمانده نيروي زميني شد.
عصر تلفني گفتم و احتمال انتخاب شدن سرهنگ حسني سعدي را مطرح كردم. كمي ناراحت شد و گفت در صورت آمدن آقاي حسني سعدي، نمي تواند به عنوان جانشين ايشان عمل كند. نخست وزير و وزير كشور پيشنهاد تعطيل شدن كارخانه پلي اكريل اصفهان را به خاطر احتمال بمباران شدن مطرح كردند. از نيروي هوايي پرسيدم، گفتند از فردا هواپيماي اف 14 در فضاي اصفهان و تهران خواهند گماشت و امنيت نسبي دارد...».
شايان ذكر است محسن رفيق دوست وزير سپاه در كابينه موسوي اخيراً در مصاحبه اي ضمن دفاع از هاشمي رفسنجاني، انتقاداتي را متوجه عملكرد موسوي در زمان جنگ كرده و گفته بود: درست قبل از پذيرش قطعنامه ما احساس مي كرديم كه مملكت امكانات وسيع نداشت ولي اين مهم نبود. مهم اين بود كه اين امكانات آن طور كه نظامي ها مي خواستند درخدمت جنگ قرار نمي گرفت. يعني اكثر اوقات در دولت با پيشنهادهايي كه براي جنگ مي شد مخالفت مي كردند و دائم مي گفتند شماكه مي دانيد نمي توانيد بغداد را بگيريد چرا ول نمي كنيد؟چرا جنگ را تمام نمي كنيد؟ اين حرف ها در درون دولت زده مي شد. براي همين آقاي هاشمي من را صدا كرد و گفت: برو در وزارتخانه ات بشين، من مي خواهم توپ را به زمين دولت بيندازم. سپس حكم داد كه ميرحسين موسوي رئيس ستاد، آقاي بهزاد نبوي معاونت لجستيك و آقاي خاتمي معاونت تبليغات جنگ شوند. حالا دولت خودش بايد مي جنگيد و آقاي هاشمي با اين كار دولت را به وسط ميدان برد كه منجر شد به آن نامه ها. آقاي هاشمي مي گفت دولت شعار جنگ مي دهد ولي تماماً در خدمت جنگ نيست بايد تكليف را روشن كنيم.
گفتني است كه طي ماههاي اخير سران فتنه ميرحسين موسوي را نخست وزير دوران دفاع مقدس مي ناميدند و اكنون خاطرات آقاي هاشمي نشان مي دهد كه او نه فقط در خدمت جنگ نبود بلكه در كار جنگ كارشكني نيز مي كرد.

وقف بي وقف!

آيت الله هاشمي اخيرا در جلسه اي كه با حضور محقق داماد و موسوي بجنوردي و موسوي اردبيلي و برخي ديگر از سران اصلاحات براي بررسي آخرين وضعيت دانشگاه آزاد تشكيل شده بود گفت: با شناختي كه از ديدگاه فقهي آقاصادق (آيت الله لاريجاني) دارم ماجراي وقف دانشگاه آزاد از حالا تكليفش روشن است و بعيد است وقف انجام شود.
در اين جلسه در خصوص پيگيري وقف دانشگاه آزاد تقسيم كاري صورت گرفت و هر يك از اعضا مقرر شد در بخش هاي مختلف و مرتبط با تخصص شان همكاري كنند. در همين رابطه گفته شده است كه محقق داماد قرار شد بحث هاي نظري وقف را دنبال كند. در اين جلسه پيشنهاد شد آقاي صانعي هم در اين موضوع وارد شود كه پس از راي گيري مورد مخالفت اعضا قرار گرفت.

هاشمی توپ جنگ را به زمین دولت موسوی انداخت

محمد مهدی اسلامی: جایگاه وزیر سپاه را شاید نسل جدید کمتر بشناسد، اما آنها که در جریان جنگ بوده‌اند، به خوبی می‌دانند که وزارت سپاه نقشی راهبردی در جنگ داشت و به دلیل نقش پشتیبانی‌کننده‌اش از جنگ، اشرافی کامل به رخدادهای جنگ داشته است. آنچه در پی می‌آید گفت‌وگویی است با محسن رفیق‌دوست که در تمام دوره جنگ وزارت سپاه را بر عهده داشته است و در این مصاحبه برخی از زوایای مکتوم یا کمتر بیان شده جنگ را واکاوی نموده است.

اگر اجازه بفرمایید از آخر جنگ به اول برگردیم. شما چه زمانی در جریان پذیرش قطعنامه از سوی ایران قرار گرفتید؟
زمانی که وزیر سپاه بودم، یک روز از دفتر ریاست جمهوری وقت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با من تماس گرفتند که فردا جلسه مهمی است و در ساعت مقرر به آن جلسه بیایید. پرسیدم چه کسانی هستند. گفتند همه مسئولین نظامی حضور دارند. وقتی به آنجا رفتم دیدم غیر از فرماندهان و وزیر سپاه و وزیر دفاع و رئیس کمیسیون دفاع مجلس، تقریباً شورای عالی دفاع و مرحوم حاج سید احمد آقا هم دعوت بودند. پیش از آنکه حاج‌احمدآقا تشریف بیاورند مطرح شد که جلسه برای پذیرش قطعنامه 598 است.
در آن جلسه مرحوم حاج سید احمد آقا پیام امام را درباره پذیرش قطعنامه خواندند و مشخص شد حضرت امام بنا به دلایلی که بعداً مشخص شد قطعنامه را پذیرفتند. لذا در آنجا متوجه شدیم که قرار است آتش بس برقرار شود. 

 

ادامه نوشته

ناگفته های از فتنه 88

حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور درباره مسائل انتخابات ریاست جمهوری، حادثه کهریزک و عملکرد خودی‌ها در جریان اتفاقات سال 88 اظهارات مهمی را بیان کرد.

گفتوی وی را با پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری بخوانید:

- مدل‌های حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژه‌های خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف می‌کنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان می‌توان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیم‌سازی‌های یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است?

 

ادامه نوشته